وبلاگ اسپایدر بسته.بخون آپو

قبل از تحریر:خواهشا از دوستای عزیزم میخوام که منو تو قسمت وبلاگ دوستان وبلاگشون قرار بدن تا از آپدیت من باخبر بشن....من دیگه از آپ بعدی کسی رو خبر نمیکنم....با تشکر از شما.......راستی آپو نخوونی نامردی!!!این آپ برخلاف قبلی ها درمورد دو تا فرشته ی ماهمون نیس!!!از آپ بعدی که ایشالا سال بعد هست با کلی مطالب بهتر و قالب جدید وخلاصه کلی تغییرات برمیگردم.....درضمن دیگه دلم میخواد این آیلین لوس و نانازی نباشم که مثل یه بچه ی 5 ساله حرف میزنه!میخوام خودم باشم یه آیلین 15 ساله...نظرتون چیه؟




اینم یه شعر پرازاحساس از مریم حیدرزاده ی گل که اسمش منو ببخش هست:(تقدیم به کامران و هومن عزیزمون)
زيبا من چيا بگم عاشقی باورت می شه؟
تو که خيلی بهتر از ما اين چيزا سرت ميشه
چشمای ناز تو که وا ميشه،افتاب ميزنه
تازه وقتی تو بگی صورتشو اب ميزنه
من بگم دوستت دارم با چه رقم يا عددی؟
تو که بی نهايتو قشنگ تر از من بلدی
مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا
عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا
با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو ميره
ماه اگه برق چشاتو ببينه از رو ميره
زيبا چشم تو اگه با روياهام قهر کنه
اسمون،دلش می خواد شهرو پر از ابر کنه
چقد اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ
چقدر کسته منو اون دو تا چشمای قشنگ
گفتی فاصلس ميون من و روياهام با تو
باشه اما نمی دم هرگز به هيچکسی جاتو
زيبا وقتی که خونت پيش مديترانه بود
دل من واسه سفر منتظر بهانه بود
زيبا اسمت که مياد بد جوری ديوونه می شم
ولی گفتی قصه شو که نميشه بيای پيشم
زيبا تو فرشته ای،اهل يه جايی تو بهشت
نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت
از حسوديم نميشه بسپرمت دست خدا
جام چقد مشخصه تو نقشه ی ديوونه ها
زيبا اتيش ميزنه دل منو اخمای تو
نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو
زيبا ناز کن که چشات ناز خريدنی داره
اون چشات کلی ستاره های چيدنی داره
مال هيچ کسی نشو چون اينجاها فرشته نيس
عشقا و عاشقيا تلخه مثه گذشته نيست
گفتی فاصله س ميون فکرمو حقيقتت
کاشکه داشتم يه ذره فقط يه کم لياقتت



خوب دیگه گلای خوشملم ما دیگه رفع زحمت می فرماییم تا 1فروردین....قول میدم همون که تحویل سال شد بیام بآپم(پینوکیو) راستی تقریبا ساعت 9:19 دقیقه ی صبح تحویل ساله!واسم دعا کنین که زودتر سروکله ام تو نت پیدا شه آخه مامی جووون دیگه لت نمیده بهم بیام....روزگاره دیگه.....شرمنده ی همه کساییی که تو نت منتظرم هستن که بیام یه احوالی ازشون بپرسم .....خدایی دلم خیلی براتون تنگیده بود.......مواظب خودتون باشین ..... بابای.......
.بعد از تحریر:خیلی احساس دلتنگی میکنم...احساس بی کسی....یه احساسی که بهم میگه هیچ کس دوستت نداره...اصلا حالم خوب نیست.....خیلی احتیاج به کمک شما دارم...ازتون میخوام واسه رسیدن به اون چیزی که میخوام دعام کنین......