تبليغاتX
ஜღ/-\!|!/\/ஜღ
کامران و هومن فرشتگان لوس آنجلس
پنجشنبه 1388/05/08ساعت 9:8
upe movaghat
Salam,bebin cheghad mohemi vasa.m ba 1000 mokafat daram ba mobile up mikonam barat,omid davaye emroz be man fahmond ke bekhatere bazi kasa bayad az kheyli chiza gozasht,ta be chizi ke mikhay beresi,omid man ghol midam delam ba to bashe,male to basham,nafa

لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

یکشنبه 1387/06/03ساعت 10:27
روم نمیشه؟؟؟؟

لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

یکشنبه 1387/06/03ساعت 10:27
روم نمیشه؟؟؟؟
سلام به همه دوستای گلم مخصوصا کامران هومنی های گل..... چطورین خوبین....من ندام وای خدا چقدر هم زود اومدم الانه که آیلین با تیپا منو بندازه بیرون ...اااا نزن آیلین.....خوب بچه ها جونم حتما در مورد آلبوم جدید کامران و هومن عزیز اطلاع دارین و میدونید که متاسفانه آلبومشون قراره سه ماه دیگه بیاد بیرون یعنی درست موقع امتحانای دی سال جدید .....نمیدونم باید چیکار کنیم ...یعنی تا اون موقع چیکار کنیم ؟؟؟؟؟؟....ولی بازم ما صبر میکنیم تا بیاد...همه ما اینو خوب میدونیم که کامران وهومن عزیز هیچ وقت ما رو بیخودی در انتظار نمیزارن .... خوب نظر فراموش نشه ..تو رو خدا....

لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

سه شنبه 1387/05/15ساعت 13:52

به به.....اینک این شماواین بهترین وبلاگ نویس قرن آیلین(اعتماد به نفسم بالاست دیگه!)....سلام سلام به دوست جونای خودم خوبین؟دیدین بلاخره آپ کردم؟میدونم که منتظرم بودین(بابا یه وقت از این همه اعتماد به نفس نترکم!)چه خبر خوشگلا؟می دونم می خواین بگین طبق معمول بی خبری از کامران و هومن جووووون!پس دیگه زیاد سوالای سیاسی نمی پرسم!راستی بابت همه نظرات خوشگلتون ممنونم...می دونم هیچ وقت تنهام نمی ذارین گلا...مرسی ازتون!خوب...امروز یه روز خاصه!یه روزی که زندگی من متحول شد!اگه تونستین حدس بزنین که امروز چه خبره؟؟؟بابا یه خورده به مخ آکبندتون فشار بیارین!ای بابا می دونم کسی یادش نیس پس با اجازه دوست جونا خودم میگم!

.

.

.

.

.

امروز سالگرد روزیه که من داشتم تو وبلاگ های کامران و هومنی ها گشتی می زدم و آرزو داشتم که خودم هم یه وبلاگ داشته باشم اما نمی دونستم چطوری وبلاگ درست کنم که یهو یه صفحه باز شد!نوشته بود بلاگفا! منم با این مخ بسته بندی شده ی خودم پرسیدم بلاگفا دیگه چیه؟؟؟بعد دیدم یه جا نوشته ساخت وبلاگ جدید! جوووووووووووووووووووووون....و همان لحظه بود که با ساخت یک وبلاگ جدید به نام "کامران و هومن فرشته های لوس آنجلس"این وبلاگ متولد شد....وای نمی دونین چقدر ذوق کرده بودم که یه وبلاگ ساختم....اولش که به مامان گفتم یه وبلاگ زدم خندید و گفت:برو بابا حال داری...گفتم:بخدا مامان!اصلا خودت بیا ببین...تا اومد و دید وبلاگ رو برای کامران و هومن زدم گفت:همین الان حذفش می کنی!(آخه مامانم از کامران و هومن خوشش نمیاد............)منم اول گفتم بهتره حذفش کنم که کردم! اما دوباره 2 روز بعد یعنی 15 مرداد ری میک کردم و تا الان هم بطور کاملا قاچاقی و مرموزانه آپش میکنم!!!!یادمه اولین نظرات رو دو تا دوست عزیز به نام های امیر(علیرضا) و ایلیا جان دادن....که الان خیلی وقته ازشون خبر ندارم......بهترین و بدترین آپ های این وبلاگ رو هم می تونین خودتون داوری و قضاوت کنین چون همه ی آپ های این وبلاگ برام یه خاطره است حتی اگه اون خاطره بد باشه!اینم تاریخچه ی وبلاگ کوچولوی من!

وبلاگ جون من!کوچولوی خوشگل من،اگه تو نبودی من این همه دوست نداشتم و مثل قبل ها تنها بودم....خیلی دوست دارم و به تو مدیونم....برام خیلی دردسر ساز بودی و خیلی هم خاطره ساز! برات خیلی زحمت کشیدم تا به اینجا رسیدی و یه سالت شد!درسته این چند ماه اخیر بهت توجه نکردم زیاد!اما خیلی دوست دارم و همیشه هم از نظر من بهترین وبلاگم هستی..و تا امروز هم منتظر همچین روزی بودم که برات جشن بگیرم....بوس بوس،تولدت مبارک!

تولد تولد تولدت مبارک ، مبارک مبارک تولدت مبارک.....

ایشالا تولد 1000000000000 سالگیت رو جشن بگیرم....می دونم تا اون موقع خودم نیستم اما وصیت میکنم به اولادم (اوه اوه) که حتما آپش کنن و همین جور بگرده این وبلاگ تا آخررررررررررررررررر.......

گل سرخ خونه ی من دلم برات هلاکه

کوچولوی دیوونه ی من دلم برات هلاکه.....

خوب دیگه دوستای گلم.....من دیگه برم.....تاریخ آپ بعدی به احتمال 90% 27 مرداد خواهد بود...البته تو این وب نه!تو اون یکی وبم که آدرسشو این پایین می نویسم...تا اون روز شما رو به خدا می سپرم....خدانگهدار.....

www.mahroo-joon.blogfa.com


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ

یکشنبه 1387/04/30ساعت 7:55
اجازه هست بیام؟؟؟؟

وای ، سلام بچه ها...خوبین؟خوشین؟از کامران و هومن گلمون چه خبر؟باورم نمیشه دوباره به جمع میلیونی کامران و هومنی ها پیوستم...خودتون که میدونین یه مدت نبودم..اصلا اهمیتی به این وبلاگ ندادم و رفتم...حدودا از فروردین ماه قید اینجارو زده بودم..میدونم تعجب کردین...اما فکر نکنین که خاطراتی که من با شما فن های گل داشتم رو از خاطرم بردم....نه هیچوقت نمیشه این خاطرات از ذهنم پاک بشه...واقعا خوشحالم که دوباره برگشتم...خیلی....تو این مدت که نبودم تو دو وبلاگ دیگه مشغول بودم و هیچ کدوم از اون وبلاگ ها صمیمیت اینجا رو نداشتن....تو این چند ماه فهمیدم که هیچ کس به اندازه ی کامران و هومنی ها نمیتونه حس قشنگ عشق به کامران و هومن رو درک کنه....واقعا که تو جمع شما بودن افتخاریه برای خودش!دوست دارم برای همیشه پیشتون باشم و به عشق شما و کامران و هومن عزیز آپ کنم و......برای این آپ هیچ چیز جالب توجه و قشنگی ندارم...فقط خواستم بهتون بگم که من دوباره اومدم و با شما خواهم بود.... کامپیوترم سوخته و من الان با یه سیستم دیگه دارم آپ میکنم و هر چی عکس و آهنگ و چیزای دیگه دارم تو کیس قبلیمه!فقط خدا کنه درست بشه وگرنه نمیدونم باید چه کار کنم...چون همه ی یادگاری هام از عشقم(کامران و هومن) تو اون بود.....راستی بابت یادگاری های قشنگتون ممنون...نظرای خوشگلتون بود که به من تلنگری زد تا دوباره اینجا رو آپ کنم.....راستی بچه ها من این بار با یه نویسنده و فن جدیدی به اسم ندا خانوم برگشتم..شاید شما باهاش آشنا شده باشین تو آپ قبلی...ایشون هم از فن های جدید کامران و هومن هستن و قراره با من اینجا رو آپ کنن...تازه بچه ها ماه بعد یه سری سورپرایزهایی براتون دارم.....که برای خودم خیلی ارزشمند هستن....ایشالا آپ بعدی من می ترکونه مثل بمب...منتظرم باشین...در ضمن، بچه ها واقعا از شما انتظار نداشتم همچین حرفهایی رو پشت سر کامران و هومن بزنین و شایعه پراکنی کنین....یعنی عشق شما نسبت به کامران و هومن اونقدر ضعیف بوده که با دیدن یه سری عکس که خیلی هم قدیمیه و مربوط میشه با سال پیش،کارها و زندگی خصوصی اونا رو زیر سوال ببرین؟واقعا این رسم طرفداری از یه هنرمند نیست!!!....متاسفم برای کسایی که باعث و بانی اون شایعه ی مسخره بودن...دیگه نمیخوام راجع بهش حرف بزنم...میدونم این آپم خیلی کسل کننده بود....به بزرگی خودتون ببخشین گلا....ممنونم از شما که آپم رو خووندین...دیگه باید برم...شرمنده آپ امروز نه عکسی داشت و نه چیز جالبی...تو آپ بعدی جبران میکنم...قبل رفتن دعوتتون میکنم این شعر قشنگ رو بخوونین....کامران و هومنی باشین....در پناه یزدان پاک یا حق....

 

*از دوست داشتن*

امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و آه مرطو بت
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم .. تو .. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو .. بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکو بم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه به تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

(فروغ فرخزاد)


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

جمعه 1387/03/24ساعت 10:39
معرفی نویسنده ی جدید....
سلام به همه ی کامران هومنی های عزیز ....خوبید؟؟؟؟؟ با امتحانات چیکار می کنید؟؟تموم شده یا نه؟؟؟ خوب قبل از هر چیز من ندا هستم 17 سالمه و به تازگی نویسنده ی این وبلاگم. امیدوارم بتونم دوست خوبی براتون باشم .عاشق هومنم .شاید عشقم تازه باشه ا ما واقعا دوسش دارم... خوب از من خواسته بودن بگم چه جوری عاشق هومن شدم ....خیلی ساده و در عین سادگی یکدفعه باورتون میشه اگه بگم من کامران هومنو تا دو سه سال پیش ندیده بودم؟؟؟ ولی در کل هر وقت میدیدمش یه احساسی داشتم تا اینکه کامپیوتر خریدیم و من بعد از چند بار احساس کردم ته قلب یه چیزی تکون میخوره یعبی یه چیزی شروع به جوونه زدن کرد که فقط با دیدن هومن این احساسو داشتم تا اینکه فهمیدم عاشقش شدم...حالا درسته من اونو نمیبینم حتی صداشو نمی شنوم اما میدونم که اون همینجاست نزدیک من توی قلبم منتظرمه فقط باید صداش کنم.. خوب دوستای گلم منتظر نظرات قشنگ شما هستیم ... فعلا...

لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

پنجشنبه 1387/03/02ساعت 12:10
بلاخره برگشتم.....

سلام بعد 1 ماه بی خبری...چه خبر بچه ها؟خوبید؟راستش علت اینکه اینجا رو یه مدت آپ نمی کردم ای نبود که خواستم یه سری برنامه تو وبلاگ طراحی کنم که ماشالا انقدر ناقص العقل هستم هیچی به مخم خطور نکرد.اما قول میدم یه سری برنامه پیاده کنم تا یه خورده حال کنین....این مدت یه سری مشکلات خصوصی که به کل داغونم کرد برام پیش اومد....اما کم کم حالم خوب شد و تو این مدت از همه ی کسانی که نگرانم شدن و برا خوب شدن حالم کمکم کردن خیلی تشکر میکنم و امیدوارم بتونم جبران کنم محبت هاشون رو:اول از عشقم تشکر میکنم و بهش میگم که خیلی خیلی دوستت دارم و ممنونتم و بعد از الهام جون بهترین دوستم تشکر میکنم.بعد از آرمیتا جون آبجی گلم و بعد از سوگل عشق ماهم.بعد از داداش هری خوبم و صدف جون مهربونم و خلاصه همه و همه که بهم امید دادین....ممنونتونم.....و همچنین از دوستای گلی که نظر دادن و گفتن که زودتر آپ کنم ممنونم....راستی 13 اردیبهشت مادر بزرگ مامانم که خیلی مهربن بود پر کشید و رفت.....ما(یعنی نوه ها و نتیجه ها)بهش عصمت ننه میگفتیم...خیلی قشنگ فوت کرد و رفت پیش خدا.آدم خوبی بود...دقیقا وقت اذان صبح روز جمعه فوت شد.من هنوزم باورم نمیشه دیگه نیس..من خیلی دوستش داشتم...اما نموند....حیف شد....مزارش هم پیش مزار دایی بهروزمه...ای خدا خیلی دلم برای داییم تنگیده....دایی جونم با اینکه خیلی ازت خاطره ندارم و یادم نمیاد روزایی که بودی رو اما با تمام وجود دوستت دارم.... بچه ها ازتون میخوام برای شادی روح عصمت ننه و دایی بهروزم یه فاتحه بخوونین....ممنونم....خوب بچه ها شنیدم که یکی از بچه های کامران و هومنی به نام فرنک هم فوت شده.خیلی ناراحت شدم....فرانک جان تومور داشت....حیف شد که از پیشمون رفت..راستی بچه ها یکی دیگه از کامران و هومنی ها به نام سرینه جون هم تو بستر بیماری بود و قرار بود عمل شه اما من ازش خبری ندارم.تورو خدا هرکی ازش خبر داره بگه...راستی بچه ها هفته پیش جمعه رفتیم کرج مراسم ختمی که برادر عصمت ننه واسه خواهرش برگزار کرده بود.باورتون نمیشه کی رو دیدم....شاهین فلاکتو!با هم فامیل هم دراومدیم.هی خواستم ازش عکس بگیرم اما روم نشد....خیلی باحال بود.اون لحظه دهن من از تعجب یه متر باز شده بود.وووو یعنی اون خود شاهین بود؟؟؟؟باورم نمیشد....تو توهم بودم!بیخیال،خوب بچه ها دیگه زیادی حرفیدم بریم سراغ عکسهای امروز:

به به من خیلی موز دوس دارم

خوب گلای من بعد امتحانات برمیگردم.....برای موفقیتتون دغا میکنم.شما هم برا من دعا کنین.در پناه یزدان پاک تا دیدار دوباره یا حق........


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

چهارشنبه 1387/01/28ساعت 22:9
فعلا آپ نمی شود....

شاد بودن يک سفر طولاني است،نه يک مقصد

 هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست..............

زندگي کن و از تمام لحظاتش لذت ببر

 

سلام دوستان نازنینم،چه اونایی که کامران و هومنی هستن و چه اونایی که نیستن.....اومدم بگم که این وبلاگ تا اطلاع ثانوی دیگه آپ نمیکنه!برای اینکه از احوالات من جویا بشین و اگه احیانا دلتون برام تنگید بیاین یه حالی ازم بپرسین به این وبلاگ که آدرسش رو تو چند سطر بعد می نویسم یه سری بزنین که تازه شروع به کار کرده و چند روز یه بارهم آپ میشه.....ممنونم.....در پناه ایزد یزدان به امید دیداری دوباره در این وبلاگ که مختص عاشقای کامران و هومن عزیزمون هست خدانگهدارتون باشه.....یا حق.....

http://www.mahroo-joon.blogfa.com/


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

پنجشنبه 1387/01/01ساعت 10:58
عید همگی مبارک.........

 

***به نام خدایی که طبیعت را بعد از زمستان مرده زنده میکند تا انسان بیاموزد که بعد از

مردن و نابود شدن زندگی دوباره ای نیز هست***

 

 سلام....یه سلام خیلی قشنگ به شما دوستای گلم....عید همگی مبارک...ایشالا سال 87 براتون پراز شادی وانرژی مثبت باشه تا بتونید با یه دنیا امید به زندگیتون ادامه بدین و به آرزوها و هدفهای بزرگ و قشنگتون نزدیکتر بشین.....بفرمایین اینم از آپی که میخواستین!آخه من که تازه آپ کرده بودم!اما خوب چون دوستتون دارم دیدم بهتره به حرفتون گوش بدم آپ کنم اینجا رو!ممنون از همگی شما که با اومدن به وب خودتون منو سرافراز میکنید....حالا زیاد حاشیه نرم و زیاد هم درمورد عید حرف نزنم چون میدونم براتون خیلی از حرفام تکراری و کسل کننده میشه!راستی بچه ها قالب وبلاگم خوبه؟؟؟حتما درمورد این قالب نظر بدین چون اگه شما دوست نداشته باشین حتما باید عوضش کنم...پس رک و رو راست راجع بهش نظر بدین....راستی میبینین که حرف زدنم هم کلی تغییر کرده....دیگه سعی خواهم کرد که لوس بازی ها و بچه بازیهام رو کنار بذارم...گرچه خیلی سخته اما حالا.........و همچنین از امسال اگه خدا بخواد تلاش میکنم که وبم رو کلی تغییر بدم...مطالبم رو تکراری نکنم...با حرفای جدید و تازه بیام و اگه بتونم یه سری برنامه هایی رو هم برای شما بیننده های عزیز وبم ترتیب بدم...وبه خاطر همین موضوع ممکنه کمی دیرتر از قبل آپ کنم.درضمن تقریبا داره دیدم نسبت به زندگی عوض میشه و دیگه مثل قبل افسرده نیستم سعی میکنم که با کمک شما حالم رو بهتر کنم......میدونم که همه ی شما هم مثل من عاشق کامران و هومن هستین و همگی باهم داریم غم دوریشون رو تحمل میکنیم....پس من هم باید مثل شما بیشتر صبوری کنم.....خوب حالا بیخیال میشم...راستی بچه ها من هم مثل بعضی از شما داستان در مورد کامران و هومن مینویسم که البته من این داستانم رو سال پیش موقع تابستون شروع کردم که فعلا تمومش نکردم یعنی اصلا دوس ندارم تمومش کنم و دلم میخواد که همینجور ادامه پیدا کنه....میخوام نظرتون رو درمورد این بپرسم که آیا دوست دارین که من هم مث خیلی از کامران و هومنی ها داستانم رو تو وب بذارم براتون یا نه؟راستی بچه ها اینم یه شعر از خودم که حدود 1 هفته پیش گفتم و تقدیم میکنم به هومن عزیزم امیدوارم خوشتون بیاد :(راستی برای این شعر فعلا اسم انتخاب نکردم به نظر شما بهتره اسمش رو چی بذارم؟)

 

این روزا سهم من از خوندن تو گریه شده

انگاری قلب من از موندن تو خسته شده

آخه من به کی بگم جز تو کسی رو ندارم

حتم دارم با تو بودن فقط توی قصه شده

آخه شاید ندونی چقدر شما رو دوست دارم

که بخاطر شما این دل پر از غصه شده

اصلا هر چی تو بگی!منت میذاری سر من؟

عب نداره!قلب من واسه تو دیوونه شده

شیرین قصه ی تو بذار همیشه من باشم

فرهادم تو باشی اونکه خیلی دیوونه شده

انقدر خوشم که از عشق تو این دل صبور

مثل اون مست خرامون پی میخونه شده

راستی بچه ها داداش گلم هری جون که یه وب سایت باحال داشت وبش رو بسته و دوباره افتاده تو خط وبلاگ نویسی ازتون میخوام که حتما به وبش سر بزنید وب جالبیه گرچه تازه ساخته اما باحاله!اینم آدرسش:

http://www.harry-danger.blogfa.com

راستی گلا به اینجا هم یه سری بزنین وبلاگی هست درخصوص زنجان سیتی که متعلق به خودمه و برای درس جغرافیای استان زنجان سیتی ساختم اما دیدم که جالب شده گفتم شما هم برین ببینین شاید تو این تعطیلات عید دوست داشتین که بیاین زنجان......گرچه نمیاین اما حالا.......اینم آدرسش:

http://www.mycity-zanjan.blogfa.com

 

خوب دیگه گلای نازم وقت وقته رفتنه!امیدوارم تعطیلات عید بهتون خوش بگذره......بازم نوروز رو بهتون تبریک میگم....مواظب خودتون باشین فعلا خداحافظ


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

پنجشنبه 1386/12/16ساعت 18:18
وبلاگ اسپایدر بسته.بخون آپو

          

قبل از تحریر:خواهشا از دوستای عزیزم میخوام که منو تو قسمت وبلاگ دوستان وبلاگشون قرار بدن تا از آپدیت من باخبر بشن....من دیگه از آپ بعدی کسی رو خبر نمیکنم....با تشکر از شما.......راستی آپو نخوونی نامردی!!!این آپ برخلاف قبلی ها درمورد دو تا فرشته ی ماهمون نیس!!!از آپ بعدی که ایشالا سال بعد هست با کلی مطالب بهتر و قالب جدید وخلاصه کلی تغییرات برمیگردم.....درضمن دیگه دلم میخواد این آیلین لوس و نانازی نباشم که مثل یه بچه ی 5 ساله حرف میزنه!میخوام خودم باشم یه آیلین 15 ساله...نظرتون چیه؟

 

نوبتی هم که باشه حالا نوبت منه تو همه محافل صحبت منه.....(بقیه سانسور)خوبید؟ما هم ای یه نفسی میاد و میره! ای وای هنوز سلام نکردم....سلام به همه اعم از گودزیلا ها(پسرا)و نازیلا ها(دخملای گل) این تکیه کلام مامانم هست که برای دخی ها و پسمل ها بکار میبره[نیشخند].....هیییییییییی......دیدم وبلاگ داره تار عنکبوت می بنده گفتم یه آپی هم تو این وبلاگ بکنم.طفلک گناه داره.......هیچ کس هم که اینجا سر نمیزنه....بی معرف شدینا....عب نداره!بعد 30 روز اومدیم نت......عجب تغییر و تحولی کرده انترنت(همون اینترنت).کفییدم خدایی.....نه از سوگل جونم خبری هست نه از صدف جون و نه از حدیث گلم!چی کارا میکنید با این مدرسه ها؟من که بعد گرفتن کورنامه(کارنامه) تریپ خرخوونی برداشتم....خدایی خیلی نمره های خفنی بودن ...من میگم امسال منگول شدم شما میگین نه!بعد این که مامی این نمره های درخشان بنده رو دید دیگه رخصت نمیده بهم بیام نت!آخه بچه ها مامانم باید به من حق بده آخه!آخه من مدرسه معمولی نمیرم.شاهد میرم....از بدبختی اونجا هم که از هرچی سمپاد و نمونه دولتیه بدتره! خدا........الانم مامان رفته خونه مامان جوووونم.به من گفت تو بشین خونه لازم نکرده با من بیای...منم دپرس شدم...آخه دوهفته است بهزاد پتی(دایی بهزادم رو میگم) و گابیخ(دایی بهنامم)رو ندیده ام....آهان نگفتم...یه یکی دو روزی از مدرسه راحت بودم..چون به قول خودم جنون معده ای گرفته بودم...اینقدر این معده ی صاب مرده ام قیلی ویلی می رفت که نگو.....بعدش رفتم دکی خونه(درمانگاه) این دکی گفتش که مسموم شدی....پیخخخخخخخخخخخخخخخ......من مسموم شدم؟من که از همون دوران قبل از تفلدم که تاریخ انقضام گذشته بود؟؟؟؟بیخیخی......حالا نمیدونید چی شده بود...زنجان سینی شده بود عین مکزیک!جون تو! باور نداری؟پس بخون...یه عده دزد اومده بودن زنجان.....هرچی دارو ندار داشتیم برداشتن بردن که پلیس طی یه سری عملیات گانگستری همشون رو دستگیر کرد و به درجه ی رفیع شهادت نازلشون کرد.....یکیشون اهل زنجان بود(خاک بر سر)...یکیش واسه ابهر بود....یکیش واسه نمی دونم کجا آباد و یکیشم اهل کرج(قابل توجه حسین جوووون) بعدش همون روز ولنتاین می خواستم با بروبکس برم کافی نت که همه ی بکس یهو خوف ورشون داشت که نکنه دزدا بیان اینا رو بدزدن(خیلی هم دوستام تحفه باشن....!)بعدش نیومدن منم که با کلی ملت قرار چت داشتم که دیگه شرمنده شدم......هه هه هه....اصلا داشتم دق میکردم....مامانم هم که نمیذاره بیام نت(الان یواشکی اومدم) بعدش چون دیگه اصلا حوصله ای واسم نمونده بود گرفتم خوابیدم ساعت 6 بعدازظهر پاشدم رفتم سراغ پلی استیشن یه خورده عقده ام رو سر رامبو و دشمناش خالی کردم.حدودا تا ساعت 9 پلی استیشن بازی کردم.بعدش چون فرداش کلاس زبان داشتم تکالیف زبانم رو حل کردم.آها بلاخره این مدرک دیپلم اینگیلیشم رو گرفتم....بعد 10000000 قرن.....اونم با نمره ی خفن!قراره تابستون یه موسسه راه بندازیم ملت بیان بخندن بهم(البته هنوز دارم ادامه میدم اینگیلیش رو واسه گرفتن تافل) واسه تافل قراره برم دوبی.....توهم!!!!!میریم اونجا هم سیاحت و هم تجارت...فکر کنم اگه رفتم دیگه برنگردم...می مونیم اونجا کیفشو میبریم.نه؟؟؟؟؟راستی خبری از این آلبوم کامی هومی نشد؟بابا دیگه به انگ رفتیم به خدا!آها خبر ندارین. بگین چیو؟بابا دیروز تو خونه داشتم ول ول میگشتم که ییهو یه صیدایی اومد.....بابایی گفت:صدای چی بود؟گفتم نمیدونم...نمیدونین چی دیدم...رفتم پشت پنجره با اعضای متلاشی شده یا بهتر بگم کمپوت شده ی دو تا گودزیلا روبرو شدم..وووووو نمیدونم اصن چه خفن ترسناک بود....میدونی از همین اتفاقات چهارشنبه سوری خودمون بود...این دو تا جناب گودزیلاها داشتن باروت تو شیکمشون حمل میکردن(با موتور) که ببرن از اون نارنجک دستی ها درست کنن که ییهو چون سوار موتور بودن و دست انداز بوده....باروت تو شیکمشون میترکه....باممممممممممممممبببببببب....اوه گاشششششششششش!!!!الان داشت تو اخبار زنجان سیتی نیشونشون میداد یکیش که مرده بود...تمم معده رو روده هاش ریخته بود بیرون یکی از همسایه ها میگفت یکی از پاهاش هم تو پشت بوم یکی از خونه ها افتاده بوده!!!!!!اون یکی هم در حال فوت شدنه!!!!خدا به داد بنده برسه.....بروبکس فکر کنم اگه اینجور پیش بره قربونی بعدی تو چهارشنبه سوری خودم باشم.....نه خدا نکنه.....غنچه ی تازه شکفته شده ای مثل من واسه چی باید پرپر بشه بره اون دنیا......دور از جووون...زبونتو گاز بگیر......آخخخخخخخ زبونمممممم...مامانییییی........کریزیییییییی.....الان میدونین دارم به چی میگوشم؟به آهنگ عصر یخبندان بریتنی(همون کریزی درست تلفظ کن بی سواد...هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه)آها بچه ها این بازی میلان رو دیدین؟؟؟؟مضخرف ترین بازی بود به خدا!!!نمیدونید من چقدر حرص خوردم!بچه ام کاکا دلم اینقدر براش سوخید!(خیلی از کاکا خوشم میاد)...بیخیخی....بچه ها راستی شما هنوز خرت و پرتای عیدتون رو نخریدین؟تو سیتی شما چی مده؟اینجا که مانتوی مخمل با شلوار ابرو باد(اوفففففففففففف)مده!!!!زنجان تررررررر زده به هرچی مده!اهههههههههههههه.......... بیخیخی........

اینم یه شعر پرازاحساس از مریم حیدرزاده ی گل که اسمش منو ببخش هست:(تقدیم به کامران و هومن عزیزمون)

 

زيبا من چيا بگم عاشقی باورت می شه؟

تو که خيلی بهتر از ما اين چيزا سرت ميشه

چشمای ناز تو که وا ميشه،افتاب ميزنه

تازه وقتی تو بگی صورتشو اب ميزنه

من بگم دوستت دارم با چه رقم يا عددی؟

تو که بی نهايتو قشنگ تر از من بلدی

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا

عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو ميره

ماه اگه برق چشاتو ببينه از رو ميره

زيبا چشم تو اگه با روياهام قهر کنه

اسمون،دلش می خواد شهرو پر از ابر کنه

چقد اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ

چقدر کسته منو اون دو تا چشمای قشنگ

گفتی فاصلس ميون من و روياهام با تو

باشه اما نمی دم هرگز به هيچکسی جاتو

زيبا وقتی که خونت پيش مديترانه بود

دل من واسه سفر منتظر بهانه بود

زيبا اسمت که مياد بد جوری ديوونه می شم

ولی گفتی قصه شو که نميشه بيای پيشم

زيبا تو فرشته ای،اهل يه جايی تو بهشت

نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسوديم نميشه بسپرمت دست خدا

جام چقد مشخصه تو نقشه ی ديوونه ها

زيبا اتيش ميزنه دل منو اخمای تو

نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو

زيبا ناز کن که چشات ناز خريدنی داره

اون چشات کلی ستاره های چيدنی داره

مال هيچ کسی نشو چون اينجاها فرشته نيس

عشقا و عاشقيا تلخه مثه گذشته نيست

گفتی فاصله س ميون فکرمو حقيقتت

کاشکه داشتم يه ذره فقط يه کم لياقتت

خوب دیگه گلای خوشملم ما دیگه رفع زحمت می فرماییم تا 1فروردین....قول میدم همون که تحویل سال شد بیام بآپم(پینوکیو) راستی تقریبا ساعت 9:19 دقیقه ی صبح تحویل ساله!واسم دعا کنین که زودتر سروکله ام تو نت پیدا شه آخه مامی جووون دیگه لت نمیده بهم بیام....روزگاره دیگه.....شرمنده ی همه کساییی که تو نت منتظرم هستن که بیام یه احوالی ازشون بپرسم .....خدایی دلم خیلی براتون تنگیده بود.......مواظب خودتون باشین ..... بابای.......

.بعد از تحریر:خیلی احساس دلتنگی میکنم...احساس بی کسی....یه احساسی که بهم میگه هیچ کس دوستت نداره...اصلا حالم خوب نیست.....خیلی احتیاج به کمک شما دارم...ازتون میخوام واسه رسیدن به اون چیزی که میخوام دعام کنین......


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

جمعه 1386/11/19ساعت 12:41
ولنتاین مبارک.....

 سالی که باز شروع میشه با هدیه های ژانویه****** امید عاشقاس فقط چهاردهم تو فوریه

سلام........یه سلام و چند نقطه .........سلامی دوباره به دوستای مهربون خودم....من دوباره اومدم بعد تقریبا 20 روز......تو این مدتی که نبودم کلی اتفاق برام افتاد......اتفاقات خوب و همچنین اتفاقات بددددددددددددد..........حوصله ی تعریف کردنشون رو ندارم...الانم فقط واسه تبریک ولنتاین به همه ی شما گلای نازم و همچنین کامران و هومن عزیزم اومدم......امیدوارم از این آپ لذت کافی رو ببرین....در ضمن بابت همه ی نظرای قشنگتون که باعث دلگرمی منه ممنونم.......اینو از ته ته قلبم میگم که نظراتتون برام کلی ارزشمنده و من همه ی اونا رو میتونم بگم یک بار نه ! بلکه چندین بار میخونم....خوب گلا بریم سراغ مطالب این آپ........

 

 

 

عشق يعني با غم الفت داشتن  


        سوختن با درد نسبت داشتن                  

                عشق دريک جمله يعني انتظار

                        انتظار روز رجـــعت داشتن

                                عشق يعني مستي و ديوانگي

                                        عشق يعني در جهان بيگانگي

                                                عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                                                        عشق يعني سجده ها با چشمان تر

                                                                 عشق يعني سر به در آويختن

                                                      عشق يعني اشک حسرت ريختن           

                                                عشق يعني در جهان رسوا شدن       

                                        عشق يعني مست و بي پروا شدن

                                عشق يعني سوختن يا ساختــن 

                        عشق يعني زندگي را باختن

               عشق يعني انتـــظار و انتـــظار

        عشق يعني هرچه بيني عکس يار

عشق يعني ديـده بر در دوختـن

        عشق يعني در فراقش سوختن

               عشق يعني لحظه هاي التهاب

                        عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

                                عشق يعني با پرستو پر زدن 

                                         عشق يعني آب بر آذر زدن

                                                عشق يعني سوز ني آه شبان

                                                        عشق يعني معني رنگين کمان

                                                                عشق يعني با گلي گفتن سخن

                                                        عشق يعني خون لاله بر چمن

                                                عشق يعني شعله بر خرمن زدن

                                         عشق يعني رسم و دل برهم زدن    

                                عشق يعني يک تيمم يک نماز       

                        عشق يعني عالمي راز و نياز       

               عشق يعني چون محمد پا به راه        

        عشق يعني همچو يوسف قعر چاه 

عشق يعني بيستون کندن به دست    

        عشق يعني زاهد اما بت پرست    

                عشق يعني همچومن شيدا شدن

                         عشق يعني قلــه و دريا شدن

                                عشق يعني يک شقايق غرق خون        

                                          عشق يعني درد ومحنت دردرون

                                                عشق يعني يک تبلور يک سرود  

                                                        عشق يعني يک سلام و يک درود     

                                                                 عشق يعني جام لبريز از شراب

                                                        عشق يعني تشنگي يعني سراب

                                                عشق يعني حسرت شبهاي گرم

                                          عشق يعني ياد يک روياي نرم

                                عشق يعني غرقه گشتن در سراب

                         عشق يعني حلقه هاي بي حساب

                عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

        عشق يعني آخــرخط بهـشــت  

عشق يعني گم شدن در لحظه ها

        عشق يعني آبـي بي انتـــها 

                عشق يعني زرد تنها و غريب

                         عشق يعني سرخي ظاهر فريب

                                عشق يعني تکيه بر بازوي باد

                                           عشق يعني حسرتت پاينده باد

                                                 عشق يعني هرزمان تنها شنيدن نام او

                                                        عشق يعني هرچه گفتن هرچه کردن بهرانظر

____________________________________________________

آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.

گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست.. گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست

فاصله عشق هاي معمولي را از بين ميبرد و عشق هاي بزرگ را شدت مي بخشد مانند باد که شمع را خاموش مي کند و اتش را شعله ور مي سازد پس بيا فاصله ها را کم کنيم از غم عشقمون کم کنيم

 

_____________________________________________________

وقتي عاشق باشي احساس مي كني تمام وجودت مال طرف مقابلتِ

،احساس مي كني وقتي لبان گرمش به لب هات مي خوه تو ديگه تو اين دنيا نيستي

،وقتي باهاشي پاهات به اسفالت زمين نمي خوره بلكه تو با اون رو ابرايي زير پات فرش

ابريشمي از ابراست تو اونو مي پرستي ،ديدلي واسه دعوا و جدايي نمي بيني و

هرگز بهش فكر نمي كني چون اون ادم امكان نداره ازت جدا بشه اخه اون فرق داره با بقيه .اون

ادمي تو راه زندگيت نيست اون در كنار زندگيت نيست ، اون تمام زندگيته.

نفستون بوي عشق مي ده . واسه تو نفس كشيدن بدون اون واست امكان نداره

دوست داري صداشو هميشه بشنوي،بوي عطرش ديونت مي كنه مثل ادماي مست كه هيچ چيز

برات مهم نيست فقط اونو مي بيني ،شب تو خوابته البته اگه بتوني بخوابي چون همش دوست

داري همش بيدار باشي و حتي 1 ثانيه هم ازش جدا نشي .

مي دوني ، مهم اينكه داشته باشيش بدوني فقط ما تو هست و به هيچ احدي تعلق نداره و تو هم

فقط مال اوني و مال هيچ كس نيستي !!

نفساتون براي هم ِ وقتي همديگر رو مي بوسيد گرمي و طعم عشقو احساس مي كنيد .

عشق 1 لحظه نيست

عشق 1 آن نيست

عشق 1 ماه و 1 سال نيست

عشق زندگيته

عشق تو همه ي عمرت باهاته

=========================================

اینم سه تا عکس از هومن جون(ببخشید کمه):

اینم یه شعر قشنگ از سروده های مریم حیدرزاده ی عزیز...

برگرد

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

=================================

اینم آپ ولنتاینی من تقدیم به همه ی عاشقا.....(ببخشید که یه خورده زودتر آپیدم چون دیگه طاقتم طاق شده بود!!!!)

راستی من قصد دارم تو این پست با هم یه تالار گفتگو درست کنیم(تو قسمت نظرای این پست)و پیغام و تبریک خودمون رو به مناسبت ولنتاین به عرض عشقمون برسونیم...چطوره؟اولین پیغام تبریک رو هم خودم تو قسمت نظرات گذاشتم.....شما هم حتما این کار رو بکنیدا.....اوکی؟؟؟؟ اااا نزنین تو ذوقم دیگه! نوکی چیه؟بگین اوکی دیگه.....

خوب گلای دوست داشتنی من وقت وقت رفتنه! از همه ی شمایی که منت گذاشتین و به وب خودتون تشریف آوردین تشکر میکنم.....مثل همیشه یه بوس گنده میفرستم به همه ی شما....دوستتون دارم بینهایت.....فدای همه ......بابای.


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

پنجشنبه 1386/10/27ساعت 15:1
خبر خبر،صدتا خبر،هزار و سیصدتا خبر!
 

 

 سلام دوستای گلم بعد تقریبا یه ماه برگشتم.خوبید؟چه خبرا؟از امتحانات و مدرسه و......؟راستش نمیدونم از چی حرف بزنم و از کجاها بگم اما هوارتا خبر و گفتنی های زیادی واستون آوردم..........پس با دقت همشون رو بخونیداااا...........

اولین خبر اینکه بزودی آلبوم جدید و زیبای کامران و هومن که "کنسرت تعطیله"اسمش هست(بر خلاف عقیده ی ما که فکر میکردیم اسم آلبوم جدید "غرب زده" است.)به بازار میاد. دو سه روز دیگه من و تو داریم با شنیدن آهنگای جدیدشون بال درمیاریم.راستی تو خودتو واسه اینکه یهو از شنیدن آهنگا پس نیوفتی آماده کردی؟!؟!

دومین خبر خبر گند زدن بنده در کلیه ی امتحانات مدرسه بدلیل سخت بودن و کمبود آی کیوی بنده هست که متاسفانه فقط امتحان آمادگی دفاعی و دین وزندگی و زبان فارسی و زبان خارجه 20 میشم بقیه ول معطل!چند هفته بعد هم نتایج امتحانات رو اعلام میکنن که به احتمال قوی من تو درس ریاضی تجدید میشم چون سر جلسه ی ریاضی حساب کردم و دیدم که ای به خشکی شانس نمره ی ریاضیم 6.5 میشه!بچه ها فقط محتاج دعای شمام توروخدا دعا کنین برام.......

سومین خبر هم اینه که اوایل دیماه بود که من با یکی چت کردم که ادعا میکرد هومنه!آره درست خوندین!هومن جعفری!البته 2 3 نفر از بچه ها هم باهاش چت کرده بودن واون کسی که ادعا کرده بود هومنه یه سری اطلاعات به بچه ها داده بود از کامران و هومن که همگی درست بودن و هیچ شک و شبهه ای در این نبود که اون هومن نباشه.اما صدف جون دوست گلم پی به این برد که این آدم کثیف هومن نیس.البته من هم همون روز که باهاش چت کردم شک کردم به اینکه شاید اون هومن نیس.آخه هومن جون من خیلی مهربون تر از این حرفاست.....واسه اینکه شما هم اطمینان پیدا کنین به اینکه اون یارو هومن نیس من واستون متن چتمون رو این زیر میذارم.بخوونید:

hooman(gholabie): hi

Ailin: سلام

Ailin: u?

Ailin: hi

Ailin: r u hooman?

Ailin: plz answer

hooman(gholabie): ya

Ailin: wow

Ailin: i can not believe it

hooman(gholabie): ok

Ailin: my name is Ailin  

Ailin: i love u and your brother so much

Ailin: can i speak persian?

Ailin: i know u can not speak persian well

Ailin: but i am not speak en well!

hooman(gholabie): ok

hooman(gholabie): how old are u?

Ailin: i am 15 from zanjan

Ailin: i have a webloge for u

Ailin: http://angelsoflosangeles.blogfa.com/

Ailin: it is my address of webloge

Ailin: dastam daran milarzan

Ailin: zaboonam band omade

hooman(gholabie): thanks

hooman(gholabie): yes

hooman(gholabie): yes

hooman(gholabie): man mitoonam farsi harf bezanam vali kamran behtar harf mizane

Ailin: midoonam

hooman(gholabie): ok

Ailin: ahangetoon kheyli ziba bood

Ailin: mahshar bood

Ailin: man kheyli dosesh daram

Ailin: tnx

hooman(gholabie): thanks

hooman(gholabie): bye

Ailin: bye

hooman(gholabie): ok

hooman(gholabie): bye

دیدین بچه ها!اصلا غیر ممکنه که هومن این همه سرد و خشک با فناش برخورد کنه.درسته؟راستی اگه خبری از این فرد مزخرف داشتین بهم بدین.و همچنین بچه ها توروخدا حرف این افرادی رو که ادعا میکنن کامران و هومن هستن رو نخورین......................

چهارمین خبر خبر تولد بهترین دوستم حسین جون هست.تولدت خیلی مبارک حسین جونم!من یه جشن کوچولو تو وب گروهیمون براش گرفتم دوس داشتین یه سر هم اونجا بزنین.خوشحال میشم.....راستی حسین جون مچ دستش در اومده!.....واسش دعا کنین حالش خوب بشه!

www.hossein-and-ailin.blogfa.com

پنجمین خبر هم اینه که تو ایام امتحانات ما فقط 2 روز تعطیل شدیم و من هم از خدا خواسته زرت و زرت میومدم نت کرم میریختم و میرفتم!خدایی خیلی حال میداد.

ششمین خبر اینکه من بیوگرافیمو خیلی وقته آپ کردم(قابل توجه بعضی دوستان)دیگه ازم نخواین که خودمو معرفی کنم.یه سر اونجا بزنین همه چیزو راجع به خودم نوشتم.

هفتمین خبر هم اینکه یه مدت شایعه بود وهمچنین هست که جک نیکلسون تو کلیپ کامران و هومن بازی کرده که شایعه ای بیش نبوده و یه بازیگر دیگه ی آمریکایی بوده که اسمش یادم نیس و تقریبا 53 سالشه تو این کلیپ بازی کرده!

هشتمین خبر هم خبر تولد حسین تهی خواننده ی رپ خوون ایرانیه که چون تولدش 6 بهمن هست و مصادف با ایام سوگواری امام حسین(ع) جشن تولدش رو یه هفته پیش دوستاش براش جشن گرفتن و تقریبا 2 3 روز دیگه تهی جون 22 سالش میشه.

نهمین خبر هم اینکه خانم اردکه با آقا قورباغه عروسی کرده میدونین بچه شون چی شده؟نه بابا بچه دار نمیشن دعا کنین براشون که بچه دار بشن!

دهمین خبر هم اینکه..............ای بابا بسه چقدر خبر بدم بهتون.پررو شدین دیگه بسه!هه هه هه

عب نداره یه خبر دیگه هم بهتون میدم و اون هم اینکه محسن یگانه خواننده ی خوش صدای موزیک پاپ به علت عارضه ی قلبی تو بیمارستان عرفان تهران تو سی سی یو بسر میبره.برای خوب شدن حالش دعا کنین.خدایی من که عاشق صداشم.......

آها بچه ها حتما فردا بشینین پای تلویزیون ها یا رسیوراتون(شبکه ی جام جم)!میدونین چرا؟بابا بشینین دسته ی حسینیه ی اعظم شهر ما رو ببینین دیگه!(زنجان سیتی دیگه)!!!!

خوب حالا یه سری عکس ناز هم از کامران و هومن ببینیم تا روحیه مون یه خورده باز بشه.جا داره از همین جا از بهار جون دوست خیلی گلم و همچنین سوگل مهربونم که عشق منه بابت عکسای زیر تشکر کنم وامیدوارم بتونم محبتهای شما دوستای گلم که همیشه از هر نظر ساپورتم میکنین رو جبران کنم.

 

 

یه دوست عزیزی به نام "نفیسه خانوم"ازم درخواست کرده بودن که متن کامل آهنگ کامران و هومن که همون"اگه من نباشم" هست رو براش بذارم وبم و منم با کمی تاخیر این کارو کردم.ببخشید!

اول متن آهنگ من اگه نباشم رو میذارم.ودومین متن هم برای ترانه ی کامل و اصلیه این آهنگه که مریم عزیز زحمت سرودنشونو کشیده.

 

 این منما!

 

 

 

 

من اگه نباشم

من نباشم كي تو رويا موهاتو ناز ميكنه؟

كي بابالاي شكسته با تو پرواز ميكنه

راس بگو من نباشم اخماي پيشونيتو

كي مياد دونه دونه با حوصله باز ميكنه؟

من نباشم كي مياد ناز نگاتو ميخزه؟

كي مياد دنبال تو تورو تا خورشيد ميبره؟

من نباشم كي ميگه حقا هميشه با توئه؟

واسه يخاطر تو جون ميده پشت پنجره؟

من اگه نباشم كي واسه هميشه تورو ميپرسته؟

كي برات ميميره؟ كي نميشه خسته؟

كي تورو ميذاره روي دوتا چشماش؟

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش؟

من اگه نباشم كي واسه هميشه تورو ميپرسته؟

كي برات ميميره؟ كي نميشه خسته؟

كي تورو ميذاره روي دوتا چشماش؟

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش؟

....من اگه نباش.....من اگه نباشم

من نباشم كي تحمل ميكنه كار تورو؟

با رغيب رفتن و اذيتا و آزار تورو؟

تو خودت داور ميدون شو بگو من نباشم .

كيه كه جواب نده تلخي رفتار تورو....

من نباشم كي برات قصه ميگه تا بخوابي؟

كي مياد سراغ رويات تو شباي مهتابي؟

كي بيداره تا تو خوابت ببره؟

كي قايم ميشه توي ابرا كه راحت بتابي؟

كي قايم ميشه توي ابرا كه راحت بتابي؟

من اگه نباشم كي واسه هميشه تورو ميپرسته؟

كي برات ميميره؟ كي نميشه خسته؟

كي تورو ميذاره روي دوتا چشماش؟

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش؟

من اگه نباشم كي واسه هميشه تورو ميپرسته؟

كي برات ميميره؟ كي نميشه خسته؟

كي تورو ميذاره روي دوتا چشماش؟

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش؟

من اگه نباشم..... من اگه نباشم.....

من اگه نباشم.......!

 

من نباشم.......(اصلی)

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه

کی با بالای شکسته باتو پرواز میکنه

راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو

کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه

من نباشم کی میشینه تا سحر بالای سرت

کی میاد برداره اشکو از روی چشمای ترت

من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاتو

میکنه بدرقه ی راه بلند سفرت

من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده

کی به فریادت با حس عاشقی جواب میده

راس بگو به غیر من کدوم دیونه ای میاد

واسه هر اشاره کردنت دوتا کتاب میده

من نباشم کی میاد با خواهشو با التماس

با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس

منت چشماتو میکشه فقط به این امید

که بهش بگی برو شعرای تو پر از خطاس

من نباشم کی میاد ناز نگاتو میخره

کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید ببره

من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا

واسه ی خاطر تو جون میده پشت پنجره

من نباشم کی میباره تو زمون تشنگیت

کی میخواد تو رو مث من تو تموم زندگیت

من نباشم کی با چشمای تو سازشش میشه

با تموم مهربونیو غمو دیونگیت

من نباشم کی واسه خوابت لالایی میخونه

تو تو هر هوایی باشی باز تو دنیات می مونه

من نباشم کی بهت میگه بازم عاشقتم

اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه

من نباشم کی تحمل میکنه کار تورو

با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تورو

تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم

کیه که جواب نده تلخی رفتار تورو

من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی

کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی

من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره

کی قایم میشه تو ابرا تا تو راحت بتابی

من نباشم کی کلافت میمنه باسوالاش

کی تورو به هم میریزه با بیان خیالاش

ولی بی انصافیه اینم بگم من نباشم

من نباشم کی تو هرچیزی بگی گوش میکنه

کی بخاطر تو دنیارو فراموش میکنه

من نمیگم تو بگو که کی زمون قهر تو

همه ی مردم دنیا رو سیاه پوش میکنه

من نباشم کی تو رویا درو روت وا میکنه

هر چی که کم میکنی یه جوری پیدا میکنه

واسه ی من افتخاره نگی که منت میذاره

ولی کی اندازه ی من زیبا زیبا میکنه

من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه میده

کی به طاووس قشنگ آرزوت دونه میده

کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس

با نهایت جنون و عاشقی شونه میده

من نباشم کی واست حرفای رنگی میزنه

دیگه کی حرف چش به اون قشنگی میزنه

کی میاد به جای طرحای قدیمیو زیاد

روی نامه طرح برگ توت فرنگی میزنه

کی میاد اینقدر برات دعا کنه ؟من نباشم

هرچی بگردونی روتو باز تو رو صدا کنه

کیه که بونه دیشب با رقیبش بودیو

اونقدر عاشقت باشه بازم بهت نگاه کنه

من نباشم میدونم تو استراحت میکنی

اولش ساده به این نبودن عادت میکنی

اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم

نمیگی اما یه کم احساس غربت میکنی

من نباشم حس کردی یه کم غریب شدی

از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی

بنویس رو کاغذو بده دست باد بیاره

بنویس فقط تویی چون دیگه بی رقیب شدی

من میام گذشترو میدم دست آب روون

بعدشم با التماس بهت میگم دیگه بمون

اگه پای کسی تو زندگی ما وانشه

میتونیم با هم بریم تا هفتا شهر آسمون

من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد

اگه امتحان میکردی تو چقدر چیزا میشد

بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مثه من

نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد

من نباشم میدونم فکر میکنی خود خواهیه

ولی این حقیقته قصه ی آب وماهیه

هیچ کس نمیتونه انقدر دوست داشته باشه

عشق من یه عشق اسمونیو الهیه

من نباشم ولی نه باید خودت بگی بیا

تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا

دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم

قلبامون سنگی شدن رنگ دلامون سیاه

من نباشم به خدا قدر تورو نمیدونن

دوست دارن باهات بسازن ولیکن نمیتونن

من میرم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون

اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمیمونن

 

خوب دیگه دوستای نازم مواظب خودتون باشین.امیدوارم هر جای دنیا که هستین خوب و خوش و خرم در کنار عزیزانتون روزهای قشنگ و بیاد موندنی رو داشته باشین.دوستتون دارم به اندازه تموم گلای دنیا.فدای همگی.بابای


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

پنجشنبه 1386/09/29ساعت 17:12
من اومدم............با عکسای زیبا.

سلام دوستای گلم.خوبید نازنینای من؟منم به لطف شما خوبم.حتما تعجب کردین که چی شده که من به این زودی برگشتم اما خوب دیگه........تصمیم گرفتم دیگه وقتی که امتحانای ترم شروع شدن نیام و این خیلی واسه شما خوبه چون واسه 25 روز از دست من خلاص میشین.یه نفس راحت بکشین!آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!راستی نگفتم براتون روز دوشنبه من سر جلسه ی امتحان کتبی ترم آخر زبانم بودم که بعد تموم شدن سوالام نوبت رسید به نوشتن انشایی که تو صفحه ی آخر بود.خوب؟.............بگین خوب دیگه!!!!!خوببببببببببببببب بعدش موضوع انشا این بود که در مورد کسی که اون رو خیلی دوست دارین و تحسینش میکنین انشا بنویسین و اونو وصفش کنین.آقا منم از خدا خواسته شروع کردم به وصف هومن جوووووووووووووووونمممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!حالا ننویس کی بنویس نمیدونین بچه ها انقد از هومن تعریف کردم که نگو و نپرس!آخر انشا هم نوشتم آلبوم جدید کامران و هومن داره بیرون میاد به زودی.حتما گوش کنید بهش و به دوستاتون هم بگوشونید( از مصدر گوشیدن=گوش کردن )خلاصه..........................این بهترین انشایی بود که تا به حال نوشته بودم راستی من هر دفعه چه تو مدرسه که دوران راهنمایی انشا مینوشتیم و چه تو زبان همه ی انشاهامو یه جوری به کامران و هومن جون ربطش میدادم حیفففففففففففففففففف آخه میدونین چرا !؟!؟ چون دیگه کلاس زبانم تموم شدههههههههههههههههه!چون دیپلم زبانم رو گرفتم بلاخره بعد 1000000000 سال.میدونین چیه!؟!؟ من بدبخت از 7 سالگی دارم میرم زبان یعنی نزدیک8 ساله هی میرم و میام و هنوزم که هنوزه تموم نکردم(حالا ماشین حساباتون رو آماده کنین ببینین چند سالمه)!!!!!!.باید حالا از این به بعد خودمو واسه گرفتن تافل آماده کنم.توهمممممممممممم!!!!!!!

خوب دیگه میدونم سرتون رو خوردم.در ضمن دوستای عسیسم اگه دیدین که من شما رو از آپ کردنم باخبر نکردم ناراحت نشیدا به خدا وقت نمیکنم خبرتون کنم.اگه خواستین از آپ کردنم با خبر بشین لینک وبلاگم رو تو قسمت "وبلاگ های دوستان" وبلاگتون وارد کنین تا بفهمین من کی آپ کردم.قربون دلای مهربون تک تک شما بشم من.خیلی دوستتون دارممممممممم.

خوب فکر کنم شما دوستای گلم هم شنیدید که به همین زودی ها آلبوم جدید "کنسرت تعطیله" از کامران و هومن داره بیرون میاد.راستش ما خونمون رسیور نداریم منم این اطلاعات رو از وب بروبکس کامران و هومنی گرفتم.در ضمن موزیک ویدئوی جدید کامران و هومن هم به اسم "من نباشم"هم فکر کنم دیگه راس چند ساعت قبل یا بعد هم پخش شده باشه یا بشه چون من هنوز اطلاعات کاملی از اخبار جدید آلبوم کامران و هومن جوونم ندارم.و من احتمال میدم که متن این ترانه ی قشنگ کار مریم حیدر زاده ی عزیز باشه که اسم این ترانه هم (من نباشم) هست.من ابیات اول این شعر بلند مریم رو براتون میذارم اگه خواستین بهم بگین که کاملشو براتون بذارم:

 

 

من نباشم

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه؟

کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه؟

راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو

کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه؟

من نباشم کی میشینه تا سحر بالا سرت؟

کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت؟

من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاتو

میکنه بدرقه ی راهِ بلندِ سفرت؟

خوب بچه ها این ابیات شعر اصلیه این آهنگ بود که امیدوارم خوشتون اومده باشه !راستی من هنوز این آهنگو گوش نکردم.هر کی داشت این آهنگو، بهم آدرس بده تا منم دانلودش کنم. خوب دوستای من این هم چندتا عکس از کامران و هومن که امیدوارم خوشتون بیاد.قبل از دیدن عکسا شما رو به خدای مهربونم میسپرم

ای فدای تو!

هومن و الن!

ووووووویییییییی.هومنو نیگا!

 

Happy Christmas

 

 

آخیییییییییییییی

 الهی من فداتون بشممممم

 

خوب گلای من خداحافظ.بوس بوس.نظر یادتون نره هاااا

 


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

جمعه 1386/09/23ساعت 18:5
من اومدم............با عکسای خوشمل تهی جون.و یه تشکر!

سیلام سیلام به گلای خوشمل و ناناز خودم.خوبید؟خدا رو شکر!چه خبرا؟راستش اصلا نمیدونم الان من واسه چی آپ کردم و اصلا موضوع هم واسه امروز ندارم فقط اومدم یه خورده شما رو درگیر خودم کنم و بعد برم.راستش من این روزا خیلی کسل شدم.حوصله ی هیچ چیز رو ندارم و همیشه هم حوصله ام سر میره.ازتون میخوام بهم بگین که چی کار کنم و بعدش هم بهم بگین که روزهاتون رو چطور سری میکنید و به قول معروف این دوران پرنشاط نوجوونی و جوونی رو چیکارا میکنین.باشه؟؟؟؟حالا فیلا بریم چند تا عکس از دخملای شایسته ی قبل از انقلاب ببینیم راستی نظرتون رو حتما حتما راجع به عکسا بهم بگین.

 

 

 

 

 

خوب بود؟

سعي كن هميشه تنها باشي

چون تنها به دنيا آمدي و تنها از دنيا خواهي رفت

هرگز به عظمت عشق نگاه نكن

چون آنقدر عظيم و بزرگ است كه هر وقت در تو آمد زندگيت را از بين خواهد برد

و اگر هم در زندگي عاشق شدي

سعي كن يكي را دوست داشته باشي با او صحبت كني با او بخندي و در غم او گريه كني

 

بهار آرزو

کی می شه من بخونم یه ترانه واسه تو

تو زلال عاشقی بشم بهانه واسه تو

قفل بی صدایی رو بشکنم و داد بزنم

بگم عاشق تو و چشمای ناز تو منم

روز و شب به انتظارت می شینم تا که بیای

هر زمستونو بهارو می بینم تا که بیای

مث ابرای بهاری نم بارون می زنم

همه گل ها می دونن چش به راه تو منم

آخه با تو زندگی زیبا می شه عزیز من

تو بهار آرزو حرف جدایی رو نزن

دوس دارم که قلب تو دریایی و آبی باشه

آسمون قلب تو همیشه آفتابی باشه

 

حالا عکسای خوشمل تهی 

 

 

 

بچه گیای تهی جوون

 


حالا از همین جا میخوام از بهترین دوستم حسین جون عزیزم تشکر کنم و بابت همه چی ازش معذرت بخوام.امیدوارم منو ببخشی.راستش این آپ بهونه ای بود واسه قدردانی از مهربونی هات!ومیخواستم بگم که خیلی دوست دارم و دیگه واسه یه ماه ازت خداحافظی میکنم و همچنین از همه دوستای گلی که همیشه ساپورتم میکنن.اگه یه وقت دلتون تنگ شد بهم سر بزنین و با یادگاری های قشنگتون باعث دلگرمی ام بشین.ممنون.این عکسا هم تقدیم به حسین عزیزم در ضمن تا یه ماه بعد منتظر سورپرایزم واسه گل روی خودت باش.

 

 

خوب بچه ها ما دیگه میریم.نظر یادتون نره

هااااااااااااااااا.فهلا بابای.بوس بوس

 


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

جمعه 1386/09/02ساعت 11:26
فرشتگان لوس آنجلس تولدتون مبارک!!!
 

 

 

 

 

سلام صیاد!ای یکی یکدانه ی سرو گلستان دلدادگی,تولدت مبارک.

 

بزرگ شدی قهرمان!تو بزرگ شدی و من کوچک,دارم پا به پای شمع تولدت قطره قطره آب می شوم,منت سر تقویمهایمان گذاشتی,بهار را خجالت دادی,آذر را سرافراز کردی,عدد 2 را تا ابد شرمنده ی خودت کردی و بقیه ی364 روز سال را اگر کبیسه نباشد حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی.

چقدر مهربانی که گذاشتی روزهای هفته هر کدام یک سال مزه ی کیک تولد ترا زیر ساعتهای نازنینشان سپری کنند,امسال منت سر جمعه گذاشتی,شنبه دق نکند خوب است,زیبا تولدت مبارک.

من امروز به نیت گام نهادن تو به بیست و هفتمین بهار زندگی,27 بار خدای برگهای مسافر پاییزی را سجده می کنم.

27 گلدان را آب می دهم.27 کبوتر را آزاد می کنم.27 گل را نمی گذارم کودکان بازیگوش بچینند.27 بار به روی رهگذران خسته لبخند می زنم.27 بارآه می کشم.

27 هزار بار سر بر آسمان کرده دعایت می کنم.27 بار خوشبختی ات را از خدا می خواهم و می گیرم.27 بار خدا را با هزار لحن مختلف در 27 حالت سبز با 27 اشک زلال صدا می زنم و 27 بار بر روی بیست و هفتمین برگ دفتر خاطرات 27 صفحه ای ام می نویسم:هومن جان,27 به توان 270000 بارآن عدد مجهول تولدت مبارک.

کسی که27 سال آینده هم همین قدر دوستت دارد.27 باربااسفند جوری که چشممان نزنند خیلی دوستت دارم.هومن جان27 سالگی مبارک.

نه!اصلا خیلی ساده,تولدت مبارک.

 

سلام بچه ها جون!خوبید؟خوشید؟معلومه که خوبید!!!آره دیگه امروز روز عیده!روز جشنه،دوستای گلم این روز خوشمل رو به همتون تبریک میگم.هم تولد امام رضا(ع) و هم تولد کامران و هومن رو به شما و هم به دوفرشته ی گلمون کامران و هومن عزیز که جا داره یه بار دیگه بگم تولدتون هزاران بار مبارک.

 

 

واسه اینکه بهتر بتونیم امروز رو جشن بگیریم اول با هم شعرتولدت مبارک رو بخونیم.حالا............................

 

تولد  تولد  تولدت مبارک.مبارک  مبارک تولدت مبارک.......

 

 

هوووووووووووووووووووو تبلدتون مبالک!!!

 

راستی تولد کامران جون هم دو روز دیگه یعنی 4 آذر هستش.پس جلو جلو تولدت مبارک کامران جوووووووووووووووووووووووووووووووون!

 

و یه تولد مبارک دیگه واسه دوست گلم یلدا جون که تولد اون هم آذر ماه هست و مصادف هست با شب یلدا یعنی 30آذر.تولدت مبارک یلداجونم ایشالا عمری باشه هزار سال بعد هم تولد قشنگت رو بهت تبریک بگم.بوس بوس

 

 

 

جشن تو جشن هااااااا!!!!!اااااا پس چرا نشستی؟!؟!؟! پاشو برقص دیگه!!!!!

هوووووو!!!!!بچه ها حالا نوبتی هم که باشه نوبت کیکه!!!!!س 1   2    3    حمله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 ااااااا!!!!این که کافی نیس یه بزرگ ترشو بیارین!!!!

 

 حالا هدیه های تولد!!!!! اااااااااااااااااااااااااا

 

اول من!راستی شما چی آوردین؟؟؟ها؟؟؟زود باش!یالا بگوووووووو!!!!

 

 

ببینید هدیه های من خوبن؟به نظر من هیچ چی لایق کامران و هومن نیس جز............................!!!!!!!

خوب بچه ها امیدوارم این روزهای جشن و شادی به همگی شما خوش بگذره.وامیدوارم جشن تولد کامران و هومن عزیز رو با هم با حضور قشنگ و رویایی این دو فرشته ی پاک جشن بگیریم.به امید این آرزوی قشنگ شما رو به خدای مهربون می سپارم.راستی من 4 آذرهم برمیگردم تا تولد کامران جون رو هم تبریک بگم.پس فعلا بابای.

 

 

 


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

سه شنبه 1386/08/15ساعت 15:0
من و سر رفتن حوصله ی من

سلام .خوبید؟چه خفرا؟منم ایییییییییییییییییییی مثل همیشه حالم افتض!!! چی کار کنیم به قول کتابا در دوران نوجوانی نوجوانهای عزیز گاهی اوقات خیلی شاد میشن و گاهی اوقات(اکثر اوقات)کلافه و ناراحت و بداخلاق!!!راستش من همیشه تو نت تلپم اما از شانس بدم نه کسی تو وبم نظر میده و نه کسی تو مسنجر آنلاینه تا باهاش گپ برنم.الانم به شدت حوصله ام سر رفته.نه خواهر و برادری.نه دوستی.چرا یه دوست باحال دارم که هر وقت باهاش گپ میزنم حالم خووووووف میشه.اما این دوستم یه دوست چتیه!!!اکثر دوستای نتیم هم که فن کامران و هومن هستن اصلا دیگه محل نمیذارن!!!!اااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!کم مونده دلم بپوسه!اصلا هم حوصله ی نوشتن تمرینای ریاضیم رو ندارم.الان درسمون "تابع"هست و منم که خیلی منگل تشریف دارم هیچی حالیم نمیشه.به هر حال باید بشینم و بنویسم چاره ای نیست!دلم واسه دوست چتیم یه ذره شده.گفته ساعت 4 بیا تو مسنجر.اما فکر کنم اگه این طور پیش بره اکانتم بتمومه.منو همه میشناسن.عشق کامپیوتر و اینترنتم و اکثر ساعتام پشت کامپیترم میگذره.راستی اسم کامپیوترم"کامی زبله"هست و خودشم یه پسمله خوشمله!الان یه 2 هفته ای هست مریس شده.فکر کنم سکته مغزی کرده!باید ویندوزشو عوض کنم.اما حالشو ندارم.الانم با کامپیوتر مامانم دارم می آپم.دیگه تا همین جا بسه...................بریم یه شعر خوشمل بخونیم:

1

:

:

:

:

:

2

:

:

:

:

:

3

:

:
:
:

 

قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.
انتظار خبري نيست مرا
نه زياري نه ز ديّاري - باري،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ...
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند.

 

راستی وبلاگ جدیدم هم که با دوست خوبم میخوایم اونو اداره کنیم به 4 5 روزی هست افتتاح شده اگه دوس داشتین یه سری بزنین خوشحال میشیم!!!

 من و وبلاگ جدیدم

فهلا ظهر بخیر..................

 اینم عکس جدید تهی و تاتالو

آهنگ زنجیر تهی و تاتالو


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

سه شنبه 1386/08/08ساعت 15:45
مصاحبه با تیتان!!!و عکسای سفارشی

 

 وبلاگ جدیدم افتتاح شد:http://hossein-and-ailin.blogfa.com/

 

سلام دوستای عزیز خودم.امروزم یه آپ دیگه کردم و واسه امروز یه سورپرایز دارم.....!!!!امروز یه مصاحبه ی اختصاصی از یکی از خواننده های رپ فارس به نام تیتان آماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد.من که خیلی از این مصاحبه حال کردم.چون اصلا باورم نمیشد که تیتان بخواد به سوالام جواب بده!!!!ودر کمال بهت زدگی من تیتان جون به تمام سوالات من جواب داد و انصافا به نظرم مصاحبه ی باحالی هم از آب دراومد!!!!

خوب حالا این شما و این هم .........

 

 

 

(انقدر موقع مصاحبه هول کرده بودم که بدون هیچ مقدمه ای سلام و احوالپرسی کردم و گفتم):

 

آیلین:من خیلی آهنگاتون رو دوست دارم و به نظرم بهترین آهنگتون هی خانوم کجا کجا بود!

 

تیتان:مرسی.ایشالا بهتر میشه!

 

آیلین:ببخشید چی بهتر میشه؟

 

تیتان:کارم!

 

آیلین:راستی میخوام بدونم کنسرتتون تهران دیگه؟(آخه این روزا میخوان یه کنسرت بدن)

 

تیتان:آره.این کنسرت برای گروه0912.ایشالا برای تابستون من و هومن تو تهران و چند تا شهر دیگه برنامه

 

ریزی میکنیم برای کنسرت .

 

آیلین:ایوللللل!راستی شما هنوز آلبوم ندادین بیرون؟؟؟؟

 

تیتان:نه فعلا .برا عید.آلبوم با هومن دارم میدم

 

آیلین:امیدوارم بترکونه!!!

 

تیتان:مرسی .ایشالا!!!

 

آیلین:راستی شما خیلی باحالید!چون اکثر آدمای معروف اصلا محل به فنهاشون نمیذارن!!!!!

 

تیتان:نه اونا هم میذارن.بعضی وقتا بیزی هستن.وقت نمیکنن.کسی که مغرور باشه معروف نمیشه! مطمئن باش!

 

آیلین:بله حق با شماست.خوب میخوام بپرسم از کی وارد حیطه ی موزیک رپ شدین؟؟آیا آهنگایی هم دارین که

 

پخش نشده باشه؟

 

تیتان:آره.تقریبا 2 , 3 سال پیش شروع کردم ضبط کردن.5 , 6 تا خوندم که هیچکدوم خوب نشد.فقط به تجربه ام

 

اضافه شد.بعدش با احسان غیبی کار دادم و بعد با محمود رامتین و.....

 

آیلین:میتونم بپرسم به جز موزیک و رپ خوندن چه کار دیگه ای انجام میدین؟؟؟

 

تیتان:کار خاصی انجام نمیدم.فعلا درس

 

آیلین:تو چه رشته ای؟؟؟اصلا خودتونو کامل معرفی کنین که چند سالتونه و.....

 

تیتان:الان پیش دانشگاهی هستم رشته ی ریاضی.متولد اردیبهشت 1368

 

آیلین:ولی با حدس های من بهتون میومد ترم 2 یا 3 دانشگاه باشین!!!!خوب یه سوال دیگه!منظورتون از آهنگ

 

هی خانوم کجا کجا چی بود؟؟؟؟

 

تیتان:آره.معمولا بقیه دوستای رپ خوون دوست دارن بزرگتر از اینی که هستن باشن.ولی من دوست دارم همینی

 

که هستم باشم!!!!برنامه ریزی اون کار با محمود رامتین بود.در کل کار خوبی شد.یه کاور خوب بود که خدا رو

 

شکر گرفت!!!!

 

آیلین:منم شاهدش بودم.تو اکثر ماشینای بروبکس آهنگتون شنیده میشه!!!

 

آیلین:خوب چه طور شد این آهنگو با محمود رامتین و بیلکس انجام دادین؟

 

تیتان:کار محمود با بقیه فرق داره.تو یه مهمونی دوستانه با هم آشنا شدیم و تصمیم گرفتیم که یه کار با هم بدیم.بعد

 

از  "از دست دادم"کار هی خانوم رو خوندیم و در عین حال یه سری برنامه ها داریم.

 

آیلین:پس قرارتون بر اینه که یه گروه با هم تشکیل بدین؟؟؟

 

تیتان:نه من دوست دارم کارم تک باشه!فعلا فقط با هومن دارم کار میدم.

 

آیلین:خوب شما تو کارتون از کسی الگو میگیرین با میخواین که خودتون الگو باشین واسه بقیه؟؟؟

 

تیتان:مسلما الگو بودن بهتره!نمیگم که الگو هستم.سعی میکنم که باشم!

 

آیلین:شما واسه برقراری ارتباط با فناتون سایت یا وبلاگی دارین ؟اگه دارین آدرسشو بدین.

 

تیتان:بله.فعلا یه بلاگفا!تا چند وقته دیگه هم یه سایت با نامtitan-music راه می افته.

 

www.titan-music.blogfa.com

 

آیلین:راستی این سوال ذهنمو مشغول کرده بود.تیتان یعنی چی؟

 

تیتان:تیتان اسم یکی از خدایان هست که تو قدیم می پرستیدن و اسم یه سیاره هم هست که چند سال پیش کشف

 

شده!!!

 

آیلین:خوب در آخر چه پیغامی واسه بروبکس اهل رپ و اونایی که میخوان رپ بخونن اما با رپ خوندنشون ارزش

 

رپ رو میارن پایین دارین؟؟؟

 

تیتان:رپ اونقدر گسترده هست که کسی نمیتونه با بد خوندن اونو از بین ببره!فقط پیشنهاد میکنم کسایی که

 

استعداد دارن بخونن, هر کسی که کارش خوبه باشه به جایی که میخواد میرسه.فقط باید سعی و تلاش داشته باشه

 

و یه کمی هم صبر!!!

 

آیلین:دیگه وقتتون رو نمیگیرم.اگه ادامه بدم تا فردا هم سوالام تموم نمیشه!!!

 

تیتان:ارتباط با فن به خودم کمک میکنه!

 

آیلین:ممنون.خداحافظ

 

تیتان:خداحافظ

 

خوب این بود مصاحبه ی من با تیتان!امیدوارم خوب بوده باشه!!!!

 

 

 

 

 

 

لطفا نظر فراموش نشه!!!!!!!!!!!!!


 حالا چند تا عکس سفارشی از آنجلینا جولی واسه  دوست عزیزم حسین جون!سیوش کنی بزرگ میشه!

 

 

 

 


خوب دیگه رفع زحمت میکنم.برای استفاده از متن مصاحبه لطفا ذکر منبع فراموش نشه!ممنون بازم مثل همیشه میگم فدای همتون بابای!!!

 


بعد التحریر:عکسای جدید تهی و تاتالو رو حال کنید!!!!

آهنگ بغض با صدای بکر تهی


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

جمعه 1386/07/20ساعت 3:53

 

  

سلام .خوبید؟خوشید؟سلامتید؟خیلی حوصله ام سر رفته بود گفتم بیام بآپم.

 

راستی بچه ها خیلی بی معرفتینااااااا!!!!آخه چرا نظر نمیدین؟من این وبو فقط وفقط به

 

 عشق کامران و هومن وشما که فناشون هستین می آپم و دوست دارم شما هم دست نوشته هام

 

رو بخونید وبرام یادگاری بذارین! خوب دیگه عرضی ندارم برین آپ امروزو بخونید.فقط اگه

 

 نظر ندین دیگه وبو آپ نمیکنم!پس قول دادینااااااا!!!!!!

 

حالا این شعر خوشگل رو که از مریم حیدرزاده ی عزیز هست رو بخونید:

برگرد 

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم 
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
 رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

وحالا یه شعر ناز دیگه هم برای شما و هم برای دوتا داداشای گل:

...::"" من"":::...

من یه قلبم که هنوزم میزنه برایه عشقت          زندگیشو جا گذاشته تویه ماجرایه عشقت

قلبم میزنه برایه عشقت

تو یه اسمی که همیشه میمونه تو خاطراتم              پاگذاشتی وپریدی من هنوز تو ماجراتم

من هنوز تو ماجراتم

من....

من یه دل داده ی خسته... تو کتابای نبسته...             تویی عکسه یه عروسک... که تو آیینه نشسته

کاش دلش نیاد زمونه... برایه ما کم بذاره                کاشکی دنیا ما دوتا رو... سره راه هم بذاره

من....

من یه دل داده ی خسته... تو کتابای نبسته...             تویی عکسه یه عروسک... که تو آیینه نشسته

من....

قشنگ بود نه؟! خب یکبار دیگه با هم میخونیم ۱،۲،۳، برو...

 

خوب دیگه بسه ؛از حفظ شدیم از بس خوندیم! حالا یه متن خوشگل که از وب آناهیتا جونم

 برداشتم با اجازه!!!!!!

عشق زمانی است که نتوانی به چیزی جز او فکر کنی.
عشق زمانی است که دستش را در دست داری و آغاز آشنایی تان را به یاد نمیاوری.
عشق زمانی است که هر وقت خبر جالب یا غم انگیزی می شنوی به اولین کسی که دوست داری بگویی ، اوست .
عشق زمانی است که اگر شرایط فراهم نشد چند وقتی او را ببینی ، احساس بیماری و کسالت کنی .
عشق زمانی است که وسایلی را که دوست دارد بلافاصله برایش می خری، فقط چون می دانی وقتی ان را به او می دهی به تو لبخند می زند.
عشق زمانی است که تو رضایت او را به رضایت خودت ترجیح دهی.
عشق زمانی است که او لباسهای زیبایش را فقط به خاطر تو بپوشد .
عشق زمانی است که هر وقت از موضوعی نگران است ، به او ارامش دهی.
                  
عشق زمانی است که حتی وقتی در مهمانی جای زیادی برای نشستن هست درکنار تو بنشیند.
عشق زمانی است که بعد از انکه از او جدا شدی ، دیگران را با او مقایسه کنی و همه ی انها را در مقابل او کوچک ببینی .
عشق زمانی است که " زندگی " می کنی

 

 خوب حالا بریم سراغ عکسا!امیدوارم خوشتون بیاد!نظر فراموش نشه هااااااا!

 

 

 

 

 

 

   

خوب دیگه ممنون از اینکه به وب خودتون تشریف آوردین!امیدوارم بازم به وب خودتون سر

بزنید!دم همه تون گررررررررم.مثل شومینه ی خونه ی هومن اینا!(عجب تشبیهی

آوردماااا!نه؟!) خوب دیگه فدای همگی؛آپ بعدیم به احتمال قوی روز تولد عزیزترینم هومن

 نازم خواهد بود.تا اون روز خدانگهدارتون؛درساتونم خوب بخونید.راستی چون دیگه تاریخ 

آپ بعدیم رو اعلام کردم دیگه خبرتون نمیکنم خودتون تشریف بیارین!ممنون گلای خوشگلم.

باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییی!

باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییی!

 

باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییی!

_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
i love you ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
bye¤¤¤¤¤¤¤¤
________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤

_______________________¤¤

 


سلام سلام سلام سلام!!!ای بابا سلام!خوبید؟خوشید>سلامتید؟راستش واقعا حوصله ام سر رفته بود گفتم بیام یه اپی بکنم  از بیحوصلگی دربیام! فقط میخوام در مورد جریاناتی که تومدرسه ی خراب شده ی ما اتفاق می افته حرف بزنم(با پوزش قبلی بخاطر پر حرفی هام)

راستش هومن جوری که میدونید من دوم دبیرستانم .و اون هم رشته ی تجربی!!!وتو دبیرستان شاهد درس میخونم فکر نکنید از این بچه شاهدی ها ماااااا!مامانم چون فرهنگیه و چون فرهنگیا تو مدارس شاهد سهمیه دارن و چون معدل سوم راهنماییم (بر خلاف پارسال)بالا بود گذاشتن بیام تو این مدرسه به امر نیکوی تحصیل مشغول بشم.(مرده شور هر چی مدرسه اس رو ببرن!!!)وای وای وای منم امسال نمیدونم چه بلایی سرم اومده نه دلم میخواد درس بخونم و نه چیزی از درس حالیم میشه!واقعا خنگ شدم!و فقط و فقط از زبان خارجه(عشقمه)و یه خورده زیست و زبان فارسی و دین و زندگی یه چیزایی حالیم میشه بقیه ول معطل!!!

ریاضی که یه کلمه هم نمیفهمم.فیزیکم که اییییی کم و بیش.وای هندسه که نگو یه معلم عتیقه داریم که میگه میخواین یاد بگیرین بگیرین و اگه هم یاد نگرفتین خوب به من چه اصلا یاروو عقده داره جون تو!!!!وای این ناظممون و نمیشناسین مثه سگ میمونه هفته پیش اومده بود ناخن هامونو نیگا میکرد(خوب شد گرفته بودمشون)ای نمیدونید 5شنبه زنگ دین و زندگی یهو حواسم رفت پی هومن و روی میزم داشتم با مداد مینوشتم و تو خیالم با هومن حرف میزدم که یهو معلمه شک کرد اومد کنار میزم.منم روی چیزایی رو که نوشته بودمو با دستم گرفتم و تا گفت دستتو بردار ببینم چیه دستمو برداشتمو دیدم که خدا رو شکر همه ی نوشته ها پاک شدن!!!نمیدونین چه حالی داشتم!بیخیال!حالا از امسال اجباریدن چادر سر کنیم!!!ما هم که خوشبختانه بلد نیستیم چادر سر کنیم!نمیدونین با چادر چه بامزه میشیم.به قول دوستم من وقتی چادر سر میکنم شبیه خاله سوسکه میشم!اصلا نمیدونم چرا امسال مدرسه حال نمیده.دو سه تا هم دانش اموز جدید اومدن که اصلا باهاشون حال نمیکنم یعنی هیچ جوره!خیلی افاده ای و گنده دماغ هستن درست مثه پیرزنا میمونن!یادش بخیر پارسال چه فازی میداد زنگای تفریح من از ترانه های کامران و هومن میخوندم و بچه ها قر میدادن بعد ناظم میومد خرمونو میچسبید میبرد دفتر!(ناظممون دختر ترشیده اس:پیر دختر)اما از خوش شانسیم تا حالا هیچ وقت انضباتم از 20 پایین تر نیومده!خیلی شیطونمااا از دیوار راست بالا میرم!وای نمیدونین چه حالی میداد پارسال با بچه ها سی ذی ردوبدل میکردیم اما امسال وضعیت قرمزه چون بچه هامون فضول و بیشعورن!دیگه از اون کارا خبری نیس!تازه هیچی نشده باید واسه دبیرامون تحقیق ببریم حتی واسه ورزش!(الهی این تحقیقا سرشونو بخوره)خوب دیگه بیخیال بابایییییی

لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

چهارشنبه 1386/07/11ساعت 12:26
عکس و شعر

 

 

 

 

درووووووووووود به فن های عزیز کامران و هومن ! چه اونهایی که کامران رو دوست دارن و

 

چه اونایی که هومن رو دوست دارن مثل خودم!

 

مثل اینکه ما ارزش اینو نداشتیم که نظراتمون بره بالای 30!نه؟!آخه من این وبو واسه شما

 

ساختم که بیاین بخونید و نظر بدین.نه الکی بیاین بگین خوبه،عالیه و بعد برین!دوست دارم انتقاد

 

و پیشنهاداتونم بگین تا وب رو بهترش کنم!مثلا چند تا از دوستای گلم گفتن که قالب چشمو میزنه

 

منم عوضش کردم!من به همه ی نظرات احترام میذارم و تا جایی که بتونم ازشون کمک میگیرم تا

 

وبلاگم رو اون جور که دوست دارین آپ کنم!پس شما هم بی زحمت به قول سوگند اگه زنده

 

موندین نظر یادتون نره دیگه!خوب؟!   دیگه وراجی بسه!بریم سراغ عکساااااااا!

 

 

 

در ضمن وب سایت  آقا سهراب تازه افتتاح شده ازتون میخوام که حتما یه سری بهش بزنین.اینم آدرسش:

 

http://benteha.com/

 

و حالا یه عکس

 

 

 

 

 

حالا بریم سراغ

 

حالا بریم سراغ یه شعر خوشگل!

 

با احترام

دوست دارم از شما بگم ببخشيدا جسارته

اگه بگم شما گليد که مايه ی خجالته

منتظر يه فرصتم حضوری خدمت برسم

خيلی ببخشيدا ولی سر شما کی خلوته؟

از دل رسوام می دونم ايراد فراوون می گيريد

خاکش ولی تبرکه ماله غمای غربته

اين جور نبودم به خدا واسه خودم کسی بودم

دوره شوق هر کسی خوب می دونيد يه مدته

قرار بودش که من ديگه عاشق هيچ کسی نشم

نمی دونم اسمش چيه،يا وسوسست سا قسمته

راحت بگم اون دلی که خودش يه روز يه خونه بود

چشش به دنباله شماس،منتظر مرمته

کاش بذاريد دست منم به ضريحاتون برسه

چون واسه ديدن شما يه عمره که تو نوبته

تو آرزوی کشف اين يه راز زيبا می مونم

چرا هميشه بعد عشق دلا اسير عادته؟

شما با من موافقيد؟عاشق اگه عاشق باشه

خوب می دونه که عاشقی قشنگ ترين اسارته

يه جا يکی نوشته بود،اوج مقام عاشقی

به جرات بوسيدنه،به مدت حسادته

شرايط ديوونگی يکی دو تا نيست به خدا

زياده اما اولش کارای ضد سنته

هميشه تا اون که می خوای يه دريا دردو فاصلست

ولی مهم نرفتن و موندن سر رفاقته

ديشب تو کوچه شنيدم يکی می گفت ستاره ايد

گفتم ستاره روزا نيست،ديگه نگيد يه تهمته

يه شب نمی دونم چی شد رد شديد از تو خواب من

از اون به بعد همش می گم خوابم يه جور عبادته

تصورش خب مشکله که ما کنار هم باشيم

نمی رسيم به همديگه تلخه ولی حقيقته

خلاصه دوست دارم بيام حضوری صحبت بکنيم

هر روزی که شما بگيد هر زمانی که فرصته

اگه خدا نخواست بيام واسه هميشه پيشتون

يه دونه عکس بهم بديد اگر چه کلی زحمته

چی کار کنم واسه من و امثال من که عاشقن

ديوونه شا می شن عکسم خودش غنيکته

امضا کنم يا نکنم واسه شما فرقی داره؟

يه ديوونه که نه بگيد فکر می کنه قيامته

کامران و هومن عزيزم دوستون دارم يه دنيا...!حتی بیییییییشتر!

 

خوب حالا یه عکس سفارشی از شادمهر برای هومن جون:

 

خوب نوبتی هم که باشه نوبت تشکراز دوستای خوبی هستش که نظر دادن؛واقعا ازتون

ممنونم و امیدوارم همیشه موفق و مؤید باشید!

اینم اسامی دوستای گلم:سوگل(007)جونم،هاله جونم،پرنیان جونم،غزاله جونم،بهنام

جون،متین جونم،پریسا 18 سالمه  جونم،نیوشا جونم،درسا جونم،یلدا جونم،تاران جونم،تنها

غریب بی کس،النا جونم،شیدا جونم،شیما جونم،سهراب جون که نظرشو بهم تو چت گفت،

 

خوب دیگه باز شدن مدارس رو به شما فنهای عزیز محصل تسلیت عرض میکنم.ایشالا غم

آخرتون باشه.در ضمن امیدوارم تو  درساتونم موفق باشید.جون هر کی دوست دارین نظر

فراموشتون نشه!با تشکر قبلی؛ امضاء:آیلین عاشق تر از همیشه برای هومن

مهربووووونم! فدای همگی،بدرووووووووووووووود!

 

 

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

سه شنبه 1386/07/03ساعت 16:41
عکس توپ
اینم یه عکس باحال از هومن

نظر یادتون نره ها!!!


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

چهارشنبه 1386/06/21ساعت 17:38
مصاحبه با ......


 

سلام قرار نبود به این زودی ها آپ کنم،اما خوب دیگه.........!

واسه این پست یه مصاحبه آوردم که اصلا ربطی به موضوع وبم نداره.

اما اگه بخونید میفهمید که یه جورایی هم بی ربط نیست و

همه باآهنگای کامران و هومن حال میکنن!

البته یه دلیل دیگه هم واسه آپ این مصاحبه هم دارم من خیلی فردی که باهاش

مصاحبه شده رو دوست دارم،البته نه به اندازه ی کامران و هومن خودمون!

حالا حتما الان به خودتون دارین میگید که مصاحبه ی کی میتونه باشه!؟

 

من هیچی نمیگم!این شما و این هم.............      راستی نظر یادتون نره هااااااااا!

 


حسین تهی، از جمله خواننده های رپ هستش که رقص و شوخی، از کارش جدا نمیشن. حسین که ۲۱ سالشه رپ خوندن رو از ۱۶ سالگی شوروع کرده ولی پله های ترقی رو آنقدر سریع طی کرده که الان اگه کسی بخواد ترانه رپش بگیره، از تهی می خواد که باهاش هم آواز بشه و واسه همین هم آوازی هم باید کلی تو صف بمونه و هم کلی پول خرج کنه!


تهی رو به بهانه های مختلف زیاد دیدم و باهاش حرف زدم. از گفتگوی نوروزیمون تا شایعه ی "دستگیری رپرها" همیشه تو مصاحبه ها می خندید! ولی دلیل ملاقات روز سه شنبم با تهی "بغضش " بود! بغضی که بعد از سه ماه بی خبری از تهی ترکید !! اونم با صدای بلند ... می پرسین جریان چیه ؟ الان میگم

قرارمون یادت نره

تهی قبلاً برام از کاری گفته بود که مدتهاست فکرش رو مشغول کرده، از غمی گفته بود که داره ولی فرصت خوندن و بیانش براش پیش نیموده و هر بار ازش می پرسیدم که جریان چیه ؟ منو فرو می کرد تو یه معما و جواب میداد: هر وقت اجراش کردم ، قرار می زاریم واست تعریف می کنم !! چند وقتی گذشت و تو گیر و دار شایعه و التهاب "دستگیری رپرها " فرصتی نشد که با تهی چاق سلامتی کنم و ازش در مورد این معما بپرسم.

تا اینکه بالاخره خودش هفته ی پیش از " بغضی" خبر داد که تو گلوش ترکیده و به حمایت از بچه های معلول و بی سرپرست خونده شده ! شنیدنش واسه خودمم جالب بود : تهی " دست خوردگی و نخوردگی " جدی تر از همیشه، در حمایت از کودکان خاص، ترانه ی رپ خونده. وقتی خبره آماده شدن این آهنگ خاص رو بهم داد بهش یادآوری کردم که قول داده بود هر وقت این معمای ذهنیش رو خوند و حاضر کرد همدیگر رو ببینیم :

" تهی ، قرارمون یادت نره "
" خیله خوب ! فردا ، ساعت شیش ، کناره برج سفید "

آخ برم راننده رو !


قرارمون تو برج سفید (یه برج دراز تو شمال تهران که تو طبقه ی آخرش هم میشه دنیا رو ور انداز کرد و هم قهوه سرکشید) بود ! ساعت شیش ! که بعد افتاد ساعت هفت ولی آخر سر تهی رو ساعت هفت و نیم، سر چهار راه نزدیک برج دیدم و مثل لک لک پریدم تو ماشینش ! خوش تیپ و خوشگل مو، جلوم ظاهر شد ! روحیش مثل همیشه بود ، خوشحال و با نمک ! بی باک از کمبود بنزین گاز می داد و از هواداری واسم گفت که کارت بنزیشو داده بهش !!! آهنگهایی که تو ماشینش گوش میداد هم باحال بود . به جز ۵۰ سنت و توپاک ، کامران هومن ، هم روی سی دی داشت ! واسه شیطونی با " کلاغ دم سیاه شهره " هم قر داد ! روی سی دی برنامه های ما رو هم داشت ! واسم گذاشت و بعد از چشم غره ی من عوضش کرد . بهم گفت که داره روی آلبومی کار می کنه که با امیر تتلو خوندنش ! قبل از اینکه تعجب کنم که " امیر دوبیه ! چطوری دارین می خونین ؟ " خودش واسم توضیح داد که امیر قبل از رفتنش از ایران ، قسمت های خودش رو خونده و ضبط کرده و حالا حسین داره آهنگها رو تموم می کنه !

ترافیک اون موقع عصر غوغا می کرد و بحث ما هم داشت به همون شولوغی می شد، تا صحبتمون رسید به تک آهنگ "بغض " رسیدیم جلوی برج سفید ! ولی با دیدن منظره ی دم درش ، هم نطقمون کور شد و بدتر از اون ، رنگ صورته جفتمون هم از رنگ برج سفید تر شد : این کامیونت های جمع کردن اراذل و اوباش دمش واستاده بودن و نمی دونم چرا من چلغوز هم فکر کردم ممکنه ” اراذل ” باشم! تهی گازشو گرفت و ماشین رو با یه تکون شدید به سمت تجریش روند به سمت یه سفره خونه ی سنتی !

ویراژهای موزیکال تهی ، من رو مثل مگس ته صندلی ماشینش فرو کرده بود ، واسه همین از سوال پرسیدن و حل معما تا اطلاع ثانوی پشیمون شدم و بیشتر سعی کردم در کوچه های یک طرفه ای که حسین بر عکس توشون ویراژ می داد ، با کرام الکاتبین درد و دل کنم. در تمام طول این مدت تلفن همراه حسین بدون یک لحظه توقف زنگ می زد ( تلفنش رو بهم نشون داد ، نزدیک دو هزار تا تماس جواب داده نشده و نزدیکه ششصد تا پیام کوتاه تلنفی ، در عرض چند ساعت داشت !!! )

یه کار جالبی که تهی انجام می داد تو ماشینش ، این بود که جا به جا ، روی آهنگ های رپ خارجی که می شنید ، شعر می زاشت و می خوند همشون هم باحال از آب در میومدن .

بالاخره دم دره یه سفره خونه تو دربند فرود اومدیم.

گپ با طعم هلو!


دور افتاده ترین نقطه تو اون سفره خونه شد محل نشستن و گپ من و تهی ( فکر می کردیم ، هیچکس نمیشناستمون ، ولی زهی خیاله باطل ) بعد از سفارش دادن قلیون ، که تهی طعم هلوش رو انتخاب کرد ، جمله ی " خوب داشتیم در مورد چی حرف می زدیم " تهی بود که من رو روند به سمت مصاحبه باهاش !

تهی ، بهم گفتی که داری روی آلبومی کار می کنی که قرار هست دو نفری ، از تو و تتلو منتشر بشه، ولی ظاهرا تا اون موقع نتونستی تحمل کنی و این آهنگ جدید و متفاوتت ، بغض ، که برای بچه های معلول و بی سرپرست خوندی ، اومده بیرون ، جریانی پشت این قضیه هست ؟

والله جریان که پشت این قضیه نیست ، جلوی این قضیه هست ، الان که دیگه هر جا باشیم می تونیم بچه های بی سرپرست و ناتوان رو ببینیم که این گوشه و اون گوشه ی شهر هستن ، واقعا یه دردیه که تو کل دنیا هست ولی تو شهر و کشورما قیافش یه جوره دیگه ا من یه دید دیگه نسبت به این قضیه دارم . این آهنگ از اینجا شوروع شد که یه بار سر چهار راه بودم که دیدم یه مادر ، یه بچه ی ۳-۴ ساله رو اورده سره چهارراه و سعی می کنه باهاش پولی در بیاره ، به نظرم یه مادر هرچه قدر هم که مجبور باشه ، درست نیست که حق کودکی رو از بچش بگیره و اون رو پشت چراغ قرمزها تلفش کنه ، البته گله ی زیادی از اون مادر نیست ، بیشتر از مردم و جامعه باید گله کرد که " رفتارمون درست نیست با اونها انصافا " !


مشخصا چی دیدی که این آهنگ رو خوندی ؟ اون کلمه کیلیدیه از کجا اومد ؟

خوشی های خودمون و بد بختی اونها رو ! ببین ما داریم به این بچه ها کم اهمیت میدیم ، اون بچه ی چهار ساله که سر چهار راه واستاده ، الان موقع برنامه کودک دیدنشه ! یا ما چطور می تونیم اون بچه ای رو که به خاطر نقص عضو بد راه میره مسخره کنیم و ازش دستمایه ی خنده بسازیم ! الان خیلی از هم سن و سال های من اینجوری رفتار می کنن !! بچه های کم توان ( معلولین ) که اصلا فرشتن ، چون واقعا هیچ گناهی نکردن و دل کسی رو هم نشکستن ولی همش داره دلشون شکسته میشه ... " به اون بچه می خندیدن ،چون خورد زمین ؟ " ، " واسه بچه مونده یه راه ، سر چهار راه " ، " دست فروشی کنه رفیق ، کو دلتو ؟ چپ نیگاه می کنی ، میزنی کولرتو ؟؟ شیشتو می دی بالا میگی بزار بره ؟؟"

فکر می کنی ، این آهنگت چطوری می تونه موثر باشه ؟

ببین من سه تا هدف داشتم از این آهنگ : یکیش اینکه ، این بچه ها ، چه ناتوان و چه بی سرپرست ، بدونن که یکی هم که تو این سبک ( یعنی رپ ) داره کار می کنه ، به فکرشون هست و غمشون رو داره ، یکی دیگه اینکه آدم های خیر رو تشویق به کمک این بچه ها بکنم ، ما نزدیکه سه میلیون کودک ناتوان در ایران داریم که بیشترشون نیاز به کمک ما دارن ، واسه همین من حدود هزار تا از این آهنگ رو در بسته بندی های مخصوص به مراکز خیریه و حمایت از این بچه ها بفرستم تا اونها به نفع خودشون بفروشن و از محل درآمدش واسه این بچه ها خرج کنن .


ببینم ، تهی ، خیلی جدی شدیا ، رفتی تو حالت اینکه ما رو نصیحت کنی ؟ ( وقتی که داشتم این سوال رو می پرسیدم ، نیشم تا بنا گوش باز شد )

نه ، نه! من جدی نشدم ، این بغضیه که تو گلوم داره می شکنه ! توصیه هم نمی خوام بکنم ! می خوام خواهش کنم از همگی که بیاین هممون ، این بچه ها رو دریابیم ! به جای کم اهمیتی و خنده به این بچه ها ، باید کمکشون کنیم تا زندگی عادیشون رو داشته باشن ... " آخه وجدانن ، اونها هم یه انسانن ، رفتار ما درست نیست با اونها انصافا "

الفرار !

وقتی تهی این آخرین کلماتش رو در مورد آهنگ جدیدش می گفت ، دیگه تقریبا دور تا دور ما رو طرفداراش گرفته بودن و زرت و زورت عکس می گرفتن ، یه آقای میانسالی هم رسما اومده بود بین من و تهی نشسته بود و سیخونک می زد ! واسه همین بود که من و تهی فرار رو به قرار ترجیح دادیم و زدیم به چاک !


 بچه ها امیدوارم از آپ امروز راضی باشین!فدای همگی
 
راستی ایندفعه تا نظرات نرسه به ۸۰ آپ نمیکنمتا آپ بعدی بای بای

لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

یکشنبه 1386/06/18ساعت 20:36
فقط یه شعر و یه نصیحت کوچولو به کسی که......خودش میدونه!

سلام خوشگلای آیلین.خوبید؟خوشید؟سلامتید؟اما من نه!چون تینی پیک عکسایی که واسه این آپ در نظر گرفته بودم

 

 رو آپ نمیکنه!

 

از دوستای خوبم که برام یادگاری گذاشتن واقعا ممنونم!امیدوارم من هم بتونم یه جوری

 

با آپلود عکس و مطالب این محبت های شما عزیزان رو جبران کنم.

 

و این هم اسامی دوستای گلم که نظر دادن:متین جون،یلدا جون،سارا ب جون،مهساجون،

 

غزاله جون،هاله جون،سوگل(007)جون،کامیار جون،ورانیکا(مهرنوش)جون،آقای عماد مظفری

 

 

یه نفر هم تو نظرات یه چیزایی نوشته که فکر کنم قصد

 

کل انداختن با من رو داره.باید به عرض ایشون برسونم که من نه فن شقایق هستم ونه از اون

 

خوشم میاد که بخوام به نفع اون رأی بدم!و واقعا فکر نمیکردم که طرفدارای کامران عزیز

 

این همه با ادب و مهربون باشن!یه کم برین از کامران یاد بگیرین. مگه فنش نیستین؟پس ازش

 

الگوبگیرین و سعی کنین همیشه مثل این فرشته ی مهربون باشین!میدونم الان دارین به حرفام

 

میخندین و میگین چه پاستوریزه اس! اما من به خاطر خودتون میگم.اینو به خاطر بسپارین که

 

کسانی لیاقت دوست داشتن کامران و هومن عزیز رو دارن که با شخصیت باشن و همیشه خوب

 

  رفتار کنن!اینم جواب اون کسی بود که با حرفاش واقعا دلم رو شکست!الان هم نظرش رو از

 

قسمت نظرات پاک نکردم و نمیکنم تا شما هم ببینین چه حرف رکیکی زده!

 

ببخشید که با حرفام خستتون کردم!امیدوارم که از آپ امروز خوشتون اومده باشه.

 

   فدای همتون!تا آپ بعدی که فکر کنم تو روز اول مهر ماه باشه بای بای

 

راستی قراره تو آپ بعدیم فقط در مورد روز اول مدرسه واین جور چیزا بنویسم.تا اون روز بای!

 

اینم یه شعر از خودمه که امیدوارم خوشتون بیاد:

 

<حس خوب......>

 

 

یه حس خیلی خوبیه،آدم کناراون باشه

 

دنیا براش قشنگتره،وقتی بهونه اش اون باشه

 

یه حس خیلی خوبیه،بخوای براش حرف بزنی

 

بخوای بگی دوسش داری،میخوای کنار اون باشی

 

یه حس خیلی خوبیه،بخوای واسش تو جون بدی

 

بخوای واسه رسیدنش،سبد سبد گل بچینی!

 

یه حس خیلی خوبیه،بخوای براش توشعر بگی

 

هرچی رو که تو دل داری،بهش بگی بهش بگی!

 

                  یه حس خیلی خوبیه،همیشه فکر اون باشی

 

همیشه هرجا که میری عکس اون و داشته باشی

 

یه حس خیلی خوبیه،بهترازاین هم نمیشه!

 

فقط برای اون باشی،فقط اون و داشته باشی!

 

قشنگترین ابیات اشعار ناب دنیا؛تقدیم به معصومیت چشمان زیبایت

 

ای تنها تک ستاره ی شبهای دل تنگی ام.

 

هومن جووووونم! 

 

 

 

                                                       

 

 

 


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |

پنجشنبه 1386/06/08ساعت 15:52
یه پوستر !ببخشید کمه!
هومن جون !فدات!

سلام تینی پیک خرابه تنها تونستم اینو آپ کنمپس فعلا ببخشید

سلام دوستای گلم.امیدوارم که این روزای آخر تعطیلات تابستونی بهتون خوش بگذره.امروز واسه تون یه دونه

فقط  پوستر آوردم.

امروز میخوام از تمامی دوستانی که قابل دونستن و واسم یادگاری گذاشتن تشکر کنم:


امیر،ایلیا،امین،نازنین،امین(یکی دیگه)،نونوش موج موجک،مهسا،یلدا،نیوشا،تینا،محمد جواد عبدی،غزاله(دیونه ی

چشمای هومن) که واقعا
 
ازش بخاطر کمکی که بهم کرد متشکرم!،خانم یا آقای........،علیرضا،علیرضا(یکی دیگه)،مسافر
 
تنها،فربد،محمد،روشنک،ورانیکا،سارا ب.و متین جون نازم که نظرشو 1 ساعت پیش تو چت گفت.

 بازم تشریف بیارین این طرفا!منتظر یادگاریهای قشنگ تون هستم.


راستی یه سؤال دارم ، کدوم یک از شما واقعأ دوست دارین که مدرسه ها زودتر باز بشن ؟ راستی شماها اصلأ

بچه ی درس خوونی هستید؟

خوب باشه اول من میگم:من اصلا مدرسه رو دوست ندارم،یعنی درسای مدرسه یه جورایی با علایق من سازگار

 نیستن!معلما رو که نگو انگار ما دانش آموزا چی کار کردیم که همیشه قیافه شون 4×6!

 من تا دوران راهنمایی خیلی درسخوون بودم ؛ اما با اومدن تو مقطع دبیرستان شیطنتم شروع شد و بیخیال درس

شدم وتو معدلم کم آوردم ....پارسال معدلم 19 و خورده ای بود،اما امسال از

 بدبختی و شاید هم از بدشانسی 18 و خورده ای شد! اما به خودم قول دادم که سال دوم معدلم رو به 21

برسونم!گر چه رشته ی انتخابی من هم با علایقم سازگار نیست اما خوب چاره ای نداشتم.

 چون تو شهر کوچیکی مثل زنجان خبری ازدبیرستانی که رشته ی مورد علاقه ی من رو داشت باشه نیست  البته