تبليغاتX
ஜღ/-\!|!/\/ஜღ - اجازه هست بیام؟؟؟؟
کامران و هومن فرشتگان لوس آنجلس
یکشنبه 1387/04/30ساعت 7:55
اجازه هست بیام؟؟؟؟

وای ، سلام بچه ها...خوبین؟خوشین؟از کامران و هومن گلمون چه خبر؟باورم نمیشه دوباره به جمع میلیونی کامران و هومنی ها پیوستم...خودتون که میدونین یه مدت نبودم..اصلا اهمیتی به این وبلاگ ندادم و رفتم...حدودا از فروردین ماه قید اینجارو زده بودم..میدونم تعجب کردین...اما فکر نکنین که خاطراتی که من با شما فن های گل داشتم رو از خاطرم بردم....نه هیچوقت نمیشه این خاطرات از ذهنم پاک بشه...واقعا خوشحالم که دوباره برگشتم...خیلی....تو این مدت که نبودم تو دو وبلاگ دیگه مشغول بودم و هیچ کدوم از اون وبلاگ ها صمیمیت اینجا رو نداشتن....تو این چند ماه فهمیدم که هیچ کس به اندازه ی کامران و هومنی ها نمیتونه حس قشنگ عشق به کامران و هومن رو درک کنه....واقعا که تو جمع شما بودن افتخاریه برای خودش!دوست دارم برای همیشه پیشتون باشم و به عشق شما و کامران و هومن عزیز آپ کنم و......برای این آپ هیچ چیز جالب توجه و قشنگی ندارم...فقط خواستم بهتون بگم که من دوباره اومدم و با شما خواهم بود.... کامپیوترم سوخته و من الان با یه سیستم دیگه دارم آپ میکنم و هر چی عکس و آهنگ و چیزای دیگه دارم تو کیس قبلیمه!فقط خدا کنه درست بشه وگرنه نمیدونم باید چه کار کنم...چون همه ی یادگاری هام از عشقم(کامران و هومن) تو اون بود.....راستی بابت یادگاری های قشنگتون ممنون...نظرای خوشگلتون بود که به من تلنگری زد تا دوباره اینجا رو آپ کنم.....راستی بچه ها من این بار با یه نویسنده و فن جدیدی به اسم ندا خانوم برگشتم..شاید شما باهاش آشنا شده باشین تو آپ قبلی...ایشون هم از فن های جدید کامران و هومن هستن و قراره با من اینجا رو آپ کنن...تازه بچه ها ماه بعد یه سری سورپرایزهایی براتون دارم.....که برای خودم خیلی ارزشمند هستن....ایشالا آپ بعدی من می ترکونه مثل بمب...منتظرم باشین...در ضمن، بچه ها واقعا از شما انتظار نداشتم همچین حرفهایی رو پشت سر کامران و هومن بزنین و شایعه پراکنی کنین....یعنی عشق شما نسبت به کامران و هومن اونقدر ضعیف بوده که با دیدن یه سری عکس که خیلی هم قدیمیه و مربوط میشه با سال پیش،کارها و زندگی خصوصی اونا رو زیر سوال ببرین؟واقعا این رسم طرفداری از یه هنرمند نیست!!!....متاسفم برای کسایی که باعث و بانی اون شایعه ی مسخره بودن...دیگه نمیخوام راجع بهش حرف بزنم...میدونم این آپم خیلی کسل کننده بود....به بزرگی خودتون ببخشین گلا....ممنونم از شما که آپم رو خووندین...دیگه باید برم...شرمنده آپ امروز نه عکسی داشت و نه چیز جالبی...تو آپ بعدی جبران میکنم...قبل رفتن دعوتتون میکنم این شعر قشنگ رو بخوونین....کامران و هومنی باشین....در پناه یزدان پاک یا حق....

 

*از دوست داشتن*

امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و آه مرطو بت
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم .. تو .. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو .. بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکو بم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه به تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

(فروغ فرخزاد)


لينك ثابت نوشته شده توسط ஜღ/-\!|!/\/ஜღ |